عصرانه فرهنگی هامون؛ سنگی در آب بینداز!
جامعه مدنی و اندیشههای مدرن: از نظریه تا پاتوقهای گفتگویی
گروه مطبوعاتی-انتشاراتی-مطالعاتی ارغنون هامون
مفهوم جامعه مدنی (Civil Society) در تاریخ اندیشه سیاسی مدرن، جایگاهی بنیادین و در عین حال پیچیده دارد، جامعه مدنی، فراتر از یک ساختار حقوقی، عرصهای برای تمرین آزادی و خودمختاری انسان مدرن است.
سیر فلسفی جامعه مدنی در اندیشه مدرن
نخستین بار، اندیشمندانی چون تامس هابز و جان لاک در قرن هفدهم، جامعه مدنی را در تقابل با «وضع طبیعی» تعریف کردند. در حالی که هابز آن را با مفهوم دولت یکی میدانست، لاک با تأکید بر حفظ مالکیت و حقوق فردی، گامی به سوی تفکیک جامعه از دولت برداشت. اما تحول اساسی در فلسفه هگل رخ داد؛ جایی که او جامعه مدنی را «نظام احتیاجات» و قلمرویی متمایز از خانواده و دولت معرفی کرد. مارکس نیز با نقد هگل، جامعه مدنی را بستر روابط مادی و اقتصادی دانست که دولت بر آن بنا شده است.
رامین جهانبگلو معتقد است در دوران معاصر، اندیشمندانی چون هانا آرنت و کلود لوفور با نقد نظامهای توتالیتر، جامعه مدنی را عرصهای برای جلوگیری از بلعیده شدن فضای خصوصی توسط قدرت سیاسی تعریف کردهاند. در این ساحت، «سیاست» نه علم حکومتگری، بلکه هنر سازماندهی جامعه از طریق مشارکت فعال شهروندان است.
نقش روشنفکران و فرهنگ مفاهمهای
روشنفکر مدرن؛ کسی است که با تکیه بر خرد انتقادی، مرزهای فکری خود را به روی فرهنگهای دیگر باز میکند و حقیقت را نه امری مطلق، بلکه حاصل برخورد آرا و عقاید (Doxa) میداند. دموکراسی بدون وجود یک «اخلاق مدنی» که در آن مسئولیتپذیری و مدارا نهادینه شده باشد، ممکن نیست.
عصرانه فرهنگی هامون: تحقق عینی اندیشههای مدرن
برگزاری سلسله نشستهای «عصرانه فرهنگی هامون» در جنوب ایران (دشتستان) را میتوان تجربهای عملی از نظریات مذکور دانست. این نشستها که به مدت ۸۸ هفته بدون وقفه برگزار شد، محملی برای «آمیزش افقهای معنایی» و تمرین مدارا بود. اهمیت این عصرانهها در چند محور با اندیشههای مبتنی بر جامعه مدنی پیوند میخورد:
۱. ایجاد پاتوق مدرن: هامون به مثابه یک «پاتوق فکری»، فضایی فارغ از سلطه نهادهای رسمی ایجاد کرد که در آن گفتگوی بینالاذهانی صورت میگرفت.
۲. تقویت سوژهی خودمختار: این جلسات با طرح موضوعاتی چون حقوق شهروندی، نقد قدرت و جامعهشناسی، به شهروندان کمک کرد تا از «صغارت فکری» خارج شده و مسئولیت زیست جمعی خود را بپذیرند.
۳. تکثرگرایی و سیاست تفاوت: با دعوت از گروههای مختلف (زنان، معلولین، جوانان)، هامون به عرصهای برای شنیده شدن صدای «دیگری» تبدیل شد، که این خود از اصول بنیادین جامعه مدنی متکثر است.
جامعه مدنی مدرن، نه یک مقصد نهایی، بلکه یک فرآیند دائمی از گفتگو و پرسشگری است. نشستهایی همچون عصرانه فرهنگی هامون، با «سنگی در آب انداختن»، موجهای آگاهی ایجاد کرده و بستری را فراهم آوردند تا مفاهیم انتزاعی دموکراسی و تجدد در زندگی روزمره مردم بومی جنوب ایران معنا یابد.
اگر جامعه مدنی را به یک «ارکستر سمفونیک» تشبیه کنیم، اندیشههای مدرن همان نتهای موسیقی هستند که به روابط نظم میبخشند و پاتوقهایی مانند هامون، سالنِ تمرینی هستند که در آن هر ساز (فرد) میآموزد چگونه با حفظ استقلال خود، در هماهنگی با دیگران (دیگری) بنوازد.
موخره:
عصرانه فرهنگی هامون و پروژه ارغنون هامون، جریانی فکری و اندیشگی است که از سال ۱۳۹۱ در شهرستان دشتستان (استان بوشهر) با هدف بازسازی و گسترش مفاهیم جامعه مدنی در جنوب ایران شکل گرفت. این پروژه که با چشماندازی بیستساله طراحی شده، تلاش دارد تا از طریق تولید متن و ایجاد فضاهای گفتمانی، با فقر افق معنایی در منطقه مقابله کرده و امکان مفاهمه و درک حضور «دیگری» را فراهم سازد.
پروژه هامون مبانی معرفتی خود را به طور مستقیم بر نظریه «هویت چهلتکه» داریوش شایگان استوار کرده است. بر اساس این رویکرد، هویت ایرانی در هزاره سوم از سه لایه تمدنی شامل «ایرانیت، اسلامیت و مدرنیت» برساخته شده و دموکراسی و شکوفایی جامعه مدنی تنها از طریق همنشینی و گفتگوی فرهنگی میان این سه جهان امکانپذیر است. علاوه بر این، هامون با تکیه بر «عقلانیت مفاهمهای» یورگن هابرماس، در پی ایجاد شبکهای از روابط اندیشگی است که در آن میان سنت و مدرنیته پیوندی سازنده برقرار شود.
یکی از برجستهترین نمودهای عینی این پروژه، سلسله نشستهای «عصرانه فرهنگی هامون» بود که از تیرماه ۱۳۹۲ تا فروردین ۱۳۹۴ به مدت ۸۸ هفته بدون وقفه برگزار گردید. این نشستها که به میزبانی هفتهنامه اتحاد جنوب برپا میشد، تریبونی برای جامعه مدنی فراهم آورد تا درباره موضوعات متنوعی همچون حقوق شهروندی، جامعهشناسی تئاتر، حقوق کودکان، معلولین و نقد قدرت گفتگو کنند.
عصرانههای هامون مکانی برای «آمیزش افقهای معنایی» افراد قلمداد میشد که در آن شهروندان با آزادی و خلاقیت به تمرین مدارا و درک حضور دیگری میپرداختند. این جلسات نه تنها باعث ارتقای سطح مطالعه و آگاهی شد، بلکه به عنوان یک الگوی موفق از کنشگری مدنی، منجر به تأسیس و تسهیلگری در شکلگیری چندین انجمن غیردولتی دیگر در منطقه گردید.
پروژه هامون از طریق شبکهسازی میان کنشگران، نخبگان و گروههای اجتماعی، توانسته است اجتماع گفتمانی قدرتمندی را در جنوب کشور شکل دهد. این پروژه با صدادار کردن گروههای خاموش یا اقلیت، از جمله زنان، کودکان، توانیابان، سالمندان و حاشیهنشینان، گامهای موثری در راستای عدالت اجتماعی و حقوق شهروندی برداشته است.
پروژه هامون و ارغنون، فراتر از یک فعالیت رسانهای یا انتشاراتی، تلاشی مستمر برای برساختن سوژگی و هویت برای کنشگران جنوب ایران است. این جریان با تکیه بر میراث تمدنی و مفاهیم نوین فلسفی، سنگی در آب انداخته است تا با ایجاد موجهای آگاهی، بستر لازم برای توسعه پایدار و دموکراتیک را در این جغرافیا مهیا سازد.
جامعه مدنی در این رویکرد، مانند دشتی وسیع (هامون) است که با پذیرش تنوع اندیشهها و تکههای مختلف هویتی، امکان زیست مسالمتآمیز و بالندگی شهروندان را فراهم میآورد.
انجمن هامون از برگزاری این نشستهای هفتگی که با عنوان «عصرانه فرهنگی هامون» شناخته میشد، اهداف بنیادی و متعددی را دنبال میکرد که ریشه در تقویت زیرساختهای جامعه مدنی داشت. بر اساس منابع، اهداف اصلی این نشستها عبارت بودند از:
۱-ایجاد محملی برای اندیشیدن و گفتگوی واقعی: این جلسات با هدف فراهم آوردن فضایی برای تفاهم و گفتگوی آزادانه در فضای مدنی جنوب ایران طراحی شده بود.
۲-آمیزش افقهای معنایی: به زعم داریوش شایگان، هدف این بود که این مکان به محلی برای پیوند و تلاقی دیدگاهها و افقهای معنایی متفاوت افراد تبدیل شود.
۳-تمرین مدارا و درک حضور «دیگری»: یکی از کلیدیترین اهداف، تمرین رواداری، تحمل و تأمل در گفتار بود؛ چرا که برگزارکنندگان معتقد بودند درک حضور «دیگری» هم در میان عوام و هم نخبگان به یک خلأ جدی تبدیل شده است.
۴-افزایش آگاهی به حقوق شهروندی: انجمن در پی آن بود که با ارتقای آگاهی عمومی نسبت به حقوق شهروندی، این آگاهی را در عملکرد اجتماعی شهروندان نهادینه کند.
۵-اعتلای ذائقه فعالان مدنی: هدف دیگر، بهبود و بالا بردن سطح کیفی و فکری کنشگران مدنی و اجتماعی در منطقه بود.
۶-تأثیرگذاری اجتماعی تدریجی: این نشستها به مثابه «سنگی در آب انداختن» توصیف شدهاند؛ تلاشی که شاید در ابتدا کوچک به نظر میرسید، اما هدفش ایجاد موجهای آگاهی و تأثیرگذاری عمیق اجتماعی و مدنی در سطح جامعه بود.
۷-تسهیلگری در تشکیل نهادهای مدنی: از طریق آشنایی افراد در این نشستهای گفتگویی، بستری فراهم شد تا کنشگران بتوانند نسبت به تأسیس انجمنها و تشکلهای غیردولتی جدید در حوزههای مختلف اقدام کنند.
به طور خلاصه، هدف نهایی این جریان، گذار از جامعه کنونی به سوی یک جامعه مدرن با حفظ هویت ایرانی و اسلامی از طریق مفاهمه و اشتراکگذاری تجربههای زیسته بود.