اندر ماجرای عکس ساعدی در بوشهر؟!
سیدقاسم یاحسینی
نویسنده و تاریخ پژوه جنوب ایران
همه چیز با یک عکس اینترنتی شروع شد!
مدتی است روزهایی که حال و حوصله کار و مطالعه ندارم، یکی از قسمتهای پروژه های تاریخ شفاهی ایران، که توسط زنده یاد حبیب لاجوردی (۱۴۰۰ـ۱۳۱۷) برای دانشگاه هاروارد صورت گرفت را می نیوشم. هم فال است و هم تماشا! گنجی است از تجربیات رجال عهد پهلوی اول و دوم، از پوزیسیون تا اپوزیسیون. توصیه می کنم اگر وقت و حال دارید، حتماً همه را بشنوید یا بخوانید. دو، سه سالی طول می کشد، اما ارزش دارد و کلی بر دانش و بینش تاریخی شما افزوده خواهد شد.
به هرحال، یکی از افرادی که خاطرات شفاهی خودش را در چند جلسه روایت کرد، نویسنده، نمایشنامه نویس، مبارز سیاسی و کُنشگر بهداشتی و اجتماعی شادروان دکتر غلامحسین ساعدی(۱۳۶۴ـ۱۳۱۴) بود. این مصاحبه را مرحوم ضیاء صدقی (ـ۱۳۱۵۱۳۷۶)، دستیار حبیب لاجوردی در پروژه تاریخ شفاهی ایران دانشگاه هاروارد، با ساعدی در پاریس و سال ۱۹۸۴م./ ۱۳۶۳ش. انجام داده است. مصاحبه ای خواندنی و جذاب با لهجه تُرکی ساعدی!
من در دهۀ هفتاد، ده تا دوازده عنوان کتاب از ساعدی خوانده ام که یکی از آنها اثر مشهورش به نام «اهل هوا» است. این کتاب برای نخستین بار در سال ۱۳۴۵ توسط انتشارات دانشگاه تهران منتشر شد و بعدها انتشارات امیرکبیر نیز چندین بار آن را تجدید چاپ کرد.
ساعدی ظاهراً در اواخر دهه سی و اوایل دهۀ چهل، مدتی در «موسسۀ مطالعات و تحقیقات اجتماعی»، به مدیریت زنده یاد دکتر احسان نراقی(۱۳۹۱ـ۱۳۰۵)، کار و پژوهش می کرده است. از جمله کارهایی که در این دوران انجام داد، تحقیق درباره نوعی مراسم موسقیایی سنتی مناطق جنوب ایران، زار، یا به قول خود ساعدی «اهل هوا» بود.
ساعدی برای تحقیقات میدانی در این زمینه حوالی سالهای ۱۳۴۲یا ۱۳۴۳سفری به جنوب ایران، از جمله استان بوشهر، داشت. در فیلم بازسازی شده از خاطرات شفاهی، عکسی نیز دیدم که نوشته بود: «ساعدی در بوشهر»! در این عکس، دکتر ساعدی تنها در ساحل خلیج فارس ایستاده و در حالی که عینکش را در دست گرفته و به دوربین عکاسی نگاه می کند، پشت سرش لنج های بومی جنوب قابل مشاهده است.
من تا چند روز پیش این عکس را ندیده بودم. چنان بر سر ذوق آمدم که از عکس اسکرین شات (نَما گرفته) گرفتم و برای دوستان و همکارانم در واتسآپ ارسال کردم.
واکنشها متفاوت بود. برخی فقط به ارسال گُل یا قلب اکتفا کردند، برخی جملاتی چون «یادش بخیر»، «یادش گرامی» و «چه عکسی زیبایی» نوشتند! عکس را از جمله برای هنرمند و محقق ارجمند بوشهری آقای یاسین محمدی هم فرستادم. به قول علمای قدیم، ایشان در اصالت عکس تشکیک کرد، امام المشککین فخر رازی(۶۰۶ـ۵۴۴ هجری قمری) را به یاد دارید؟!، و در واتسآپ چنین برایم نوشت: «معلوم نیست بوشهر باشد. کسی هم اشاره نکرده، تنها گفته اند «در سفر جنوب».
آقای یاسین محمدی در زمینۀ عکسهای بوشهر، ید طولایی دارد و در این زمینه، صاحب نظر است. چند سالی است مشغول گردآوری و تنظیم عکسهای ناب و بعضاً دیده نشده تاریخی بوشهر می باشند. مطلبی را که از او خواندم، در اصالت عکس دچار تردید شدم. همان شب دوست شاعر، محقق و فایزپژوه اهل بندر دیّر، این پُست را برایم ارسال کرد: «درود استاد! سپاس. ساعدی در حدود سالهای ۱۳۴۲ تا ۴۳ سفری به دیّر داشته و داستانی به نام «عافیت گاه» نوشت و در مجموعه داستان «دندیل» به چاپ رسیده است.»
مصطفی عزیز چند دقیقه بعد لطف کرد و فایل پی.دی.اف. شده کتاب «دندیل» نوشتۀ دکتر غلامحسین ساعدی را نیز از طریق اپلیکیشن تلگرام برایم ارسال کرد. کتاب در سال ۱۳۴۵ و توسط انشارات امیرکبیر در قطع رقعی و صفحه چاپ و منتشر شده است. استان عافیت گاه در صفحات ۴۹ تا ۶۹ چاپ شده است. این کتاب مجدداً در سال ۱۳۵۲ نیز توسط امیرکبیر تجدید چاپ شده است.
یکی دیگر از دوستانی که عکس دکتر ساعدی را برایش فرستادم، آقای غلامرضا قربانی مقدم، بود. ایشان و آقای علی اسماعیل پور، کتابی پُر و پیمان درباب مدرسه روستای فقیه حسنان منطقه دشتی به نام «الفبای مهر» نوشتند که همین چند روز پیش، پنجم دی ماه، مراسم باشکوه رونمایی از آن برپا شد و چند تن از اساتید سخنرانی کردند.
باری! آقای قربانی مقدم برای بنده نوشتند: «سلام استاد گرامی! چندی پیش اثر تازه ای از مرحوم ساعدی به نام «محال ممکن» چاپ شد. برخی از نوشته های پراکنده ساعدی در این در این کتاب گرآوری شده است. یکی از این نوشته ها، سفرنامه ای است به نام «در ساحل کاکی» که خاطرات سفری است به بندر دیّر. در آن روزگار، بندر دیّر جزء بخش کاکی بوده است و بخش کاکی با مرکزیت بُردخون تشکیل شده بود.»
من هنوز این کتاب را ندیده و نخوانده ام اما به نوشتۀ آقای قربانی مقدم، کتاب «محال ممکن» نوشتۀ غلامحسین ساعدی توسط حمید تبریزی گردآوری و توسط انتشارات نگاه در سال ۱۴۰۳ چاپ و منتشر شده است. کتاب دارای چند سفرنامه، از جمله سفرنامۀ کاکی است. به تقاضای من، آقای قربانی مقدم از صفحات این سفرنامه، عکس هایی تهیه و برایم ارسال کردند.
این سفرنامه، برای نخستین بار در شماره چهارم «جُنگ هنر امروز»، به سردبیر زنده یاد سیروس طاهباز (۱۳۷۷ـ۱۳۱۸)، در اردیبهشت ۱۳۴۶ به صورت پیوست هفته نامه «دنیای جدید» چاپ شده و ظاهراً ناتمام هم مانده است. دکتر ساعدی در این نوشته، توصیف جالبی درباره بندر دیّر و دریا و کرانه ها و پس کرانه های آن کرده و ضمناً خطاهای تاریخی نیز مرتکب شده است، از جمله بر این باور است که نادرشاه افشار از همین نواحی به هندوستان لشکرکشی کرده است، حال می دانیم که نادرشاه از طریق زمینی به هندوستان لشکر کشید، نه دریا!
دوست محقق آقای غلامرضا غریب زاده نیز این پُست را برایم ارسال کردند: «سلام استاد! این عکس باید مال موقعی باشد که وی برای گزارش مراسم زار به جنوب و شاید خارک رفته بود. دقیقاً سالش یادم نیست. اما گزارشی که نوشته بود در مجله «روشنفکر» چاپ شد و من گزارش را دیده ام، اما سالش یادم نیست.»
آقای غلامرضا غریب زاده، برادر هنرمند بزرگ بوشهری داریوش غریب زاده، چند سالی است مشغول بیرون نویسی و انتشار مطالب و اخبار مجلۀ «تهران مصور» می باشد که تاکنون سه جلد آن با عنوان «هزار و یک شب استان بوشهر» تدوین و منتشر شده و اخیراً نیز کتاب ارزشمند «ماهیگیران دریای مالیه» را نیز طبع و منتشر کرده است.
از راست به چپ: ناصر تقوایی و دکتر غلامحسین ساعدی.
در این میان دوست گرامی آقای مهرداد مجاهدی عکس دیگری از دکتر ساعدی و زنده یاد ناصر تقوایی(۱۴۰۴ـ۱۳۲۰) برایم ارسال کرد و نوشت: «این عکس هم احتمالاً در بوشهر و با زنده یاد ناصر تقوایی گرفته شده است.» جناب مجاهدی یکی از کتاب دوستان جوان بوشهری هست و آرشیو بسیار خوبی از عکس، اسناد و کتابهای مربوط به منطقه دشتی در منزل دارد که دیدنی است. هر چند وقت، ایشان سند، عکس یا مطلبی برای من ارسال می کند، که همگی ارزشمند و قابل استفاده است.
در پایان، همین امروز آقای یاسین محمدی عکسی برایم ارسال کرد که ساعدی و تقوایی را کنار مردم جنوب نشان می دهد، اما مکان آن عکس مشخص نیست.
هنگامی که این عکس ها و کامنت ها را می دیدم و می خواندم، به این موضوع توجه کردم که ما ایرانیان چقدر درباره شخصیت های ادبی، هنری و تاریخی و حتی معاصر خودمان چیزی نمی دانیم، طوری که مثلاً معلوم نیست عکس ساعدی در بوشهر انداخته شده یا بندر دیّر یا جزیره خارک و یا مثلاً بندرعباس!
بندر بوشهر،
سیدقاسم یاحسینی
۱۰ دی ماه ۱۴۰۴.