صفحات مطبوعاتی هامون؛ بازنمایی فرهنگی در جهان شبکه ای
بازنمایی فرهنگی و هویتی در جهان شبکهای:
صورتبندی گفتمانی تجربه زیسته «هامون» در جنوب ایران با خوانش بودریاری
گروه مطبوعاتی انتشاراتی مطالعاتی ارغنون هامون
در جهان معاصر، رسانهها دیگر صرفاً ابزاری برای انتقال اطلاعات نیستند، بلکه به تعبیر ژان بودریار، خود به سیستمی تبدیل شدهاند که «واقعیت» را با «نشانهها» جایگزین میکنند. در این فضای شبکهای، هویت نه یک امر ثابت، بلکه محصولی است که در فرآیند مصرف فرهنگی و بازنمایی رسانهای برساخته میشود. مقاله حاضر با تکیه بر نظریات بودریار، تجربه زیسته گروه مطبوعاتی هامون ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۴ را به عنوان یک صورتبندی گفتمانی از فرهنگ و تمدن جنوب ایران تحلیل میکند.
۱. جهان شبکهای و حاکمیت نشانهها (دیدگاه بودریار)
بودریار معتقد است که در عصر رسانههای گروهی، ما با پدیدهای به نام «نو-یا احیاء زمان پریشانه» روبرو هستیم؛ جایی که تاریخ به جای تداوم واقعی، به صورت یک افسانه یا «وانموده» بازسازی میشود. در این فضا، مصرف فرهنگی به منزله یک آیینِ تعلق تعریف میشود و رسانهها با تزویر اسفبار نشانههای فاجعه، آرامش زندگی روزمره را تحت شعاع قرار میدهند. در جهان شبکهای، هویتها «چهلتکه» و سیال شدهاند و رسانهها با تولید انبوه نشانهها، واقعیت را در «مجاز» غرق میکنند .
۲. «هامون»؛ تلاشی برای بازپسگیری «واقعیت» از «وانموده»
پروژه مطبوعاتی هامون که از سال ۱۳۹۱ در دشتستان و بوشهر آغاز شد، پاسخی به این فضای رسانهای بود. در حالی که رسانههای رسمی تمایل به یکسانسازی صداها دارند، هامون با شعار «بازگشت به جامعه مدنی» تلاش کرد تا تریبونی برای «صداهای به محاق رفته» ایجاد کند. این گروه با انتشار بیش از ۲۵۰ صفحه مطبوعاتی در نشریاتی چون اتحاد جنوب، نصیر بوشهر، بیرمی و نسیم جنوب، سعی کرد بازنمایی متفاوتی از هویت جنوب ارائه دهد.
۳. صورتبندی گفتمانی هویت جنوب ایران
تجربه هامون نشان داد که هویت در جنوب ایران یک «هویت چهلتکه» است که از تلاقی سه لایه ایرانی، اسلامی و مدرن شکل گرفته است. از منظر بودریاری، هامون با استفاده از «نشانههای محلی» (مانند نخل، دریا و آیینهای عاشورایی) سعی کرد از تبدیل شدن فرهنگ جنوب به یک «کاالای فرهنگی صرف» یا کیچ (Kitsch) جلوگیری کند.
- بازنمایی حاشیهها: هامون به «دیگریهای فراموششده» از جمله زنان، مهاجرین افغان، معلولین و کودکان پرداخت تا از غلبه کامل گفتمانهای مرکزگرا جلوگیری کند.
- مقاومت از طریق زندگی روزمره: بر اساس نظریات بودریار، زندگی روزمره فضایی است که در آن «نشانه» بر «واقعیت» غلبه دارد؛ هامون با تحلیل «سبک زندگی» و «زیباییشناسی زندگی روزمره»، کوشید تا معنای جدیدی به زیستن در جنوب ببخشد.
۴. رسانه به مثابه میدان مقاومت
بودریار اشاره میکند که رسانهها میتوانند «زمینه نابودی سنتها» را فراهم کنند. اما تجربه هامون در جنوب ایران، نوعی مقاومت شکننده بود. این گروه با ایجاد «شبکهای از نویسندگان و مخاطبین»، از ساختارهای مجازی (مانند وبسایت هامون ایران) استفاده کرد تا بر «تاریخیتزدگی» و استبدادِ نشانههای کهن غلبه کند.
نتیجهگیری
تجربه زیسته هامون در جنوب ایران نشان میدهد که در جهان شبکهای، مطبوعات محلی میتوانند با آگاهی از قدرت نشانهها، به جای بازتولید «وانمودهها»، به بازآفرینی «هویتهای اصیل و در عین حال مدرن» بپردازند. هامون ثابت کرد که برای رهایی از «قفس آهنین» بروکراسی و رسانههای یکصدا، باید به سمت دیالوگ فرهنگی و به رسمیت شناختن تفاوتها حرکت کرد.
تمثیل نهایی: رسانه در جهان امروز مانند یک «آینه» است؛ اگر تنها یک تصویر را تکرار کند، واقعیت را مسخ میکند، اما اگر مانند «چشم مرکب» هامون عمل کند، میتواند تکههای پراکنده هویت یک تمدن را در کنار هم بنشاند تا تصویری کاملتر از حقیقتِ زندگی زاده شود.
مفهوم بازگشت به جامعه مدنی شعار محوری و رویکرد استراتژیک پروژه مطبوعاتی هامون بود که از تابستان ۱۳۹۱ در استان بوشهر طراحی و اجرا شد. تبیین این مفهوم در پروژه هامون شامل ابعاد زیر است:
- واکنشی به انسداد فضای مدنی: این ایده در پاسخ به خاموشی نهادهای مدنی و فضای سرد سیاسی حاکم بر مطبوعات در آن مقطع مطرح شد تا ضرورت اولویت بخشیدن به نهادهای اجتماعی بر بازیهای سیاسی را یادآوری کند.
- احیای صداهای به محاق رفته: از منظر نظری، بازگشت به جامعه مدنی به معنای ایجاد تریبونی برای «صداهای خاموش» و گروههای حاشیهای (مانند زنان، کودکان، سالمندان، معلولین و محیط زیست) است که قدرت رسمی تمایل به نادیده گرفتن یا طرد آنها به «سطل زباله تاریخ» دارد.
- گذار از جامعه تودهای به شهروندی عقلانی: این مفهوم بر تغییر ماهیت جامعه از حالت «تودهوار» (که تحت تأثیر هیجان، شایعه و پوپولیسم است) به سمت «جامعه مدنی» متمایل است که در آن شهروندان بر اساس عقلانیت، قانونمداری و مسئولیتپذیری بر سرنوشت خود مسلط میشوند.
- محدود کردن قدرت دولت (لویاتان): در گفتار هامون، جامعه مدنی ابزاری برای نقد و محدود کردن فربگی بیش از حد دولت مدرن (که به مثابه غول لویاتان بر تمام شوون زندگی سایه انداخته) تعریف میشود تا دولتی کوچک، چابک و پاسخگو شکل بگیرد.
- جامعه مدنی به مثابه یک فرآیند: پروژه هامون تأکید دارد که جامعه مدنی یک هدف ایستا نیست، بلکه یک «فرآیند مداوم از زیستن و شدن» است که در آن کنشگران مدنی باید با استراتژی مشخص، سرمایههای نمادین، اجتماعی و فرهنگی خود را در میدانهای واقعی و نه مجازی خرج کنند.
- شبکهسازی و گفتگو: این بازگشت از طریق ایجاد شبکهای منسجم میان نویسندگان، نشریات مستقل و نهادهای مدنی میسر میشود که بر بستر «هویت چهلتکه» ایرانی (تلفیق هویت ایرانی، اسلامی و مدرن) و تمرین مدارا و گفتگو شکل میگیرد.
به بیان دیگر، در پروژه هامون، جامعه مدنی مانند قطرههای مداوم آبی تصویر میشود که از طریق آگاهیبخشی و کنشگری صبورانه، در نهایت سنگ سخت استبداد و انفعال را سوراخ میکند.
موخره:
در جهان معاصر، رسانهها دیگر صرفاً ابزاری برای انتقال اطلاعات نیستند، بلکه به تعبیر ژان بودریار، به سیستمی تبدیل شدهاند که «واقعیت» را با «نشانهها» جایگزین میکنند. در این فضای شبکهای، هویت محصولی است که در فرآیند مصرف فرهنگی برساخته میشود. مقاله حاضر تجربه زیسته پروژه مطبوعاتی-رسانهای هامون را به عنوان یک صورتبندی گفتمانی از فرهنگ جنوب ایران تحلیل میکند.
۱. بازگشت به جامعه مدنی؛ پروژهای برای بازپسگیری «واقعیت»: پروژه «مطبوعاتی-رسانهای هامون» نماد تلاشهایی است که حول محور عبارت بازگشت به جامعه مدنی طی سه سال فعالیت مداوم (از تابستان ۱۳۹۱ تا تابستان ۱۳۹۴) در استان بوشهر شکل گرفت. هسته اولیه این گروه از چهار نفر شامل اسماعیل حساممقدم (ایدهپرداز)، مهدیه امیری دشتی، رضا شبانکاره و قاسم تنگسیرنژاد تشکیل شد که با رویکردی استراتژیک به تولید اندیشه در جنوب پرداختند.
ایده اصلی این پروژه، ایجاد صفحاتی تحت عنوان «هامون» در چهار نشریه پرتیراژ استان بوشهر (اتحاد جنوب، نصیر بوشهر، بیرمی و نسیم جنوب) بود. هدف از این کار، تولید هفتگی مفاهیم مرتبط با جامعه مدنی و شهروندی و ایجاد شبکهای پایدار میان نویسندگان و مخاطبان بود تا در جهانی که به قول بودریار نشانهها بر واقعیت غلبه دارند، تریبونی برای «صداهای به محاق رفته» ایجاد شود.
۲. صورتبندی مطبوعاتی و تولید انبوه معنا: گروه هامون در طول سه سال فعالیت، موفق به برساخت بیش از ۲۵۰ صفحه مطبوعاتی و انتشار ۲۰ ویژهنامه در قطع مترویی شد. در این بازه زمانی، بیش از ۷۵۰ متن تولیدی اعم از مقاله، یادداشت، گفتگو و گزارش تدوین گردید. از منظر بودریار، رسانههای گروهی اغلب «تاریخیتزدگی» و وانمودهها را بازتولید میکنند، اما هامون با تولید این حجم عظیم از محتوا (که ۲۵۰ متن منتخب آن در کتابی بازنشر شده است)، کوشید تا از تبدیل شدن فرهنگ جنوب به یک «کالای فرهنگی صرف» جلوگیری کرده و هویتی «چهلتکه» و اصیل را بازنمایی کند.
۳. نشریات حامی و کنشگری در حوزههای مختلف: این پروژه با حمایت گسترده مدیران مسئول نشریات محلی (اکبر صابری، یونس جعفری، حسن لاوری و یونس قیصیزاده) توانست مفاهیمی همچون حقوق بشر، محیط زیست، حقوق سالمندان و معلولین را در فضای عمومی گسترش دهد.
- هفتهنامه اتحاد جنوب: به عنوان مهمترین مرکز تشکیلاتی، میزبان نشستهای «عصرانه فرهنگی هامون» و منتشرکننده بیش از ۱۰۰ صفحه از این پروژه بود.
- هفتهنامه بیرمی و نصیر بوشهر: با انتشار دهها صفحه و ویژهنامههای تخصصی، به تقویت بنیانهای مدنی در مرکز و شهرستانهای استان یاری رساندند.
- نسیم جنوب: به عنوان تریبون نخبگان و دانشگاهیان، در انتشار بیش از ۲۰ صفحه مطبوعاتی مشارکت فعال داشت.
نتیجهگیری: تجربه هامون نشان داد که در جهان شبکهای، مطبوعات محلی میتوانند با آگاهی از قدرت نشانهها، به جای بازتولید «وانمودهها»، به بازآفرینی «هویتهای اصیل» بپردازند. این پروژه با ایجاد یک شبکه مطبوعاتی و رسانهای منسجم (شامل دوهفتهنامه آوای هامون، وبسایت هامون ایران و انتشارات هامون نو)، بستری برای تمرین مدارا و گفتگوی فرهنگی فراهم کرد تا از سقوط جامعه به ورطه انفعال جلوگیری کند.
تمثیل نهایی: کنشگری هامون در جنوب ایران مانند یک «تار و پود» مستحکم بود؛ که تکههای پراکنده هویتهای محلی را در کنار هم نشاند تا لباسی از آگاهی و مدنیت بر تن جامعهای بپوشاند که رسانههای تودهوار میخواستند آن را عریان و بیصدا رها کنند.