آوای هامون: برساختن عرصه عمومی و کنش ارتباطی در جنوب ایران
گروه مطبوعاتی انتشاراتی مطالعاتی ارغنون هامون
۱. مقدمه: عرصه عمومی هابرماسی و ضرورت یک تریبون منطقهای
در اندیشه یورگن هابرماس، فیلسوف و جامعهشناس آلمانی، «عرصه عمومی» به مثابه فضایی نمادین تعریف میشود که در آن، شهروندان فارغ از فشارهای دولتی و اقتصادی، از طریق گفتگویی انتقادی و خردورزانه به بحث پیرامون مسائل مشترک میپردازند و افکار عمومی را شکل میدهند. این فضا نه یک مکان فیزیکی، بلکه شبکهای از ارتباطات است که در آن، عقلانیت جمعی مجال ظهور مییابد. در زمینه اجتماعی-سیاسی ایران، جایی که تمرکز رسانهای و نهادی در پایتخت، اغلب منجر به نادیده گرفته شدن مسائل منطقهای میشود، وجود رسانههای مستقل محلی و منطقهای برای تحقق چنین ایدهای ضرورتی مضاعف پیدا میکند. این رسانهها میتوانند به تریبونی برای صداهای به حاشیه رانده شده و بستری برای طرح مسائل حیاتی «جهان زیست» مردم تبدیل شوند.هدف اصلی این مقاله، تحلیل نقش دوهفتهنامه «آوای هامون» به عنوان یک مطالعه موردی در ایجاد و تقویت عرصه عمومی و فرهنگ شهروندی گفتگویی در جنوب ایران است. این تحلیل با تکیه بر چارچوب نظری «کنش ارتباطی» هابرماس، استدلال میکند که نوآوری این نشریه در راهبردی دوگانه نهفته بود: تکثرگرایی در محتوا و مدرنیسم زیباییشناختی در فرم . این دو عنصر در کنسرتی هماهنگ، برای برساختن یک عرصه عمومی منطقهای جدید عمل کردند. برای نیل به این هدف، ابتدا مبانی نظری تحلیل را در بخش بعدی تشریح خواهیم کرد.
۲. چارچوب نظری: کنش ارتباطی و فرهنگ گفتگویی در اندیشه هابرماس
برای تحلیل انتقادی یک رسانه، درک نظریات هابرماس اهمیتی استراتژیک دارد، زیرا اندیشه او مستقیماً به شالودههای ارتباط، گفتگو و شکلگیری جامعه مدنی میپردازد. ایده محوری او، «کنش ارتباطی» (Communicative Action)، در تقابل با «کنش استراتژیک» قرار میگیرد. در حالی که کنش استراتژیک به دنبال موفقیت فردی و اعمال نفوذ بر دیگری از طریق ابزارهایی چون قدرت و پول است، کنش ارتباطی هدفی جز رسیدن به فهم متقابل و اجماع از طریق استدلال و نیروی برتر منطق ندارد. در این نوع کنش، افراد نه به عنوان ابزار، بلکه به مثابه سوژههایی برابر در یک گفتگوی آزاد به رسمیت شناخته میشوند.این ایده ارتباطی تنگاتنگ با محتوای منتشر شده در خودِ «آوای هامون» دارد. یکی از مقالات نشریه، با وامگیری از کلام فریدون مشیری، بر این نکته تأکید میکند که دوران «پرانی سنگ تمام شده» و اکنون دوره «گفتگوی تمدنها» است که در آن باید «کردن گفتگو را تمرین» کرد. این مقاله صراحتاً به ضرورت «همزیستی مسالمتآمیز با اندیشه متفاوت» اشاره میکند. این مفاهیم، ترجمان دقیقی از همان فرهنگ شهروند گفتگویی مورد نظر هابرماس هستند که در آن، تضارب آرا نه از طریق حذف، بلکه از مسیر مفاهمه و استدلال به پیش میرود. این چارچوب نظری، لنز تحلیلی ما برای بررسی عملکرد «آوای هامون» و سنجش میزان موفقیت آن در برساختن یک عرصه عمومی پویا خواهد بود.
۳. نوآوری در فرم و محتوا: استراتژی تمایز آوای هامون
دوهفتهنامه «آوای هامون» از همان ابتدا به دنبال ایجاد یک نقطه عطف و شکستن ساختارهای سنتی و اغلب محافظهکارانه مطبوعات منطقهای بود. این تمایز، حاصل یک استراتژی آگاهانه و دووجهی بود که هم در ساختار بصری (فرم) و هم در رویکرد محتوایی خود را به نمایش میگذاشت. این رویکرد نوآورانه، بستری را فراهم آورد که پیش از آن کمتر در فضای رسانهای جنوب کشور تجربه شده بود.
نوآوری در فرم: مدرنیته بصری و هویت شهری
تحلیل جامعهشناختی یک رسانه، بدون درک نشانهشناسی طراحی و فرم آن ناقص است. «آوای هامون» از طریق انتخابهای فرمی خود، یک بیانیه بصری صادر میکرد که پیشاپیش، محتوای انتقادی و مدرن آن را نمایندگی میکرد:
قطع مترویی: این انتخاب، نشریه را از قطع سنتی روزنامههای محلی (برودشیت یا A4) متمایز میکرد. قطع مترویی، تداعیگر حس پویایی، مدرنیته و هویت شهری بود و مخاطبی جوانتر، تحصیلکردهتر و پویاتر را هدف قرار میداد. این فرم، خود یک کنش ارتباطی بود که اعلام میکرد با رسانهای متفاوت و همگام با تحولات جهان معاصر روبرو هستیم.
سبک مینیمال در صفحه اول: استفاده از یک عکس بزرگ و تأثیرگذار برای تیتر یک، در تقابل با صفحات اول سنتی و مملو از متن قرار میگرفت. این رویکرد طراحی، کارکردی شبیه به پوستر داشت و بر تأثیر بصری، ارتباط عاطفی و قدرت تعیین دستور کار (agenda-setting) تأکید میورزید. این انتخاب، نشان میداد که نشریه به دنبال جلب توجه مخاطب در یک چشمانداز رسانهای شلوغ و تسخیر فضای عمومی از طریق قدرت تصویر است.
نوآوری در محتوا: برساختن هویت منطقهای متکثر
استراتژی محتوایی «آوای هامون» بر ایجاد یک هویت منطقهای فراگیر و مقابله با مرکزگرایی رسانهای تهران استوار بود. این نشریه با برساختن شبکهای گسترده از نویسندگثرگرایی، که در یک فرم زیباییشناختی مدرن ارائه میشد، نشانه بلوغ یک رسانه و مدیریتی است که به جای تحمیل یک صدای واحد، به دنبال بازتاب دادن پیچیدگیها و تنوع دیدگاهها در جامعه است. در نتیجه، میتوان نقش وی را به عنوان معمار اصلی یک فضای گفتگویی پویا و چندصدایی در جنوب ایران ارزیابی کرد که توانست اصول کنش ارتباطی را در عمل پیادهسازی کند.
۴. تحلیل محتوا: ساخت فضایی برای صداهای متکثر
تحلیل محتوای منتشر شده در «آوای هامون»، بهترین شاهد برای اثبات ادعای شکلدهی به یک عرصه عمومی پویا است. تنوع چشمگیر موضوعات، از تحلیلهای عمیق فلسفی و اجتماعی تا مسائل انضمامی محیط زیست و حقوق شهروندی، نشاندهنده تلاشی آگاهانه برای نمایندگی صداهای مختلف جامعه و تبدیل شدن به محملی برای گفتگوی میان نخبگان فکری و تودههای مردم بود. در ادامه، محتوای نشریه در چند زیربخش موضوعی طبقهبندی و تحلیل میشود.
۴.۱. گفتمانهای اجتماعی و مدنی: از حقوق زنان تا نقد ساختارهای قدرت
«آوای هامون» به شکل ویژهای به مسائل اجتماعی و مدنی، بهویژه موضوعات مرتبط با نابرابری، میپرداخت. با انتشار مقالاتی چون «تحلیل وضعیت خشونت علیه زنان» و «نقش زنان روستایی در بهرهگیری از منابع آب»، این نشریه مسائل مربوط به نابرابری جنسیتی و لزوم توانمندسازی زنان را به عرصه عمومی کشاند و به آنها ضریب بخشید. فراتر از آن، نشریه با طرح مفاهیم پیچیده فلسفی-اجتماعی، به نقد عمیقتر ساختارهای قدرت کمک میکرد. برای مثال، در یکی از مقالات، با استفاده از اندیشههای جورجو آگامبن، مفاهیمی چون «اردوگاه» به عنوان فضایی برای کنترل ابدان و «آپاراتوس» (دستگاه) به عنوان سازوکارهای ایدئولوژیک قدرت، برای تحلیل وضعیت انسان معاصر به کار گرفته شد. این رویکرد، گفتگوها را از سطح روزمره فراتر برده و به لایههای بنیادینتر روابط اجتماعی و سیاسی تسری میداد.
۴.۲. محیط زیست و توسعه پایدار: صدای یک منطقه بحرانی
جنوب ایران، بهویژه استان بوشهر، با چالشهای زیستمحیطی حادی از جمله بحران آب، تغییرات اقلیمی و پیامدهای پروژههای صنعتی مواجه است. «آوای هامون» با درک این وضعیت، به یک تریبون مهم برای طرح مسائل حیاتی و اغلب مغفولمانده محیط زیست تبدیل شد. مقالاتی مانند «منابع آب و تأثیر بر روی عملکرد توسعه پایدار در بخش ارم» و تحلیلهای متعدد درباره بحران آب در استان بوشهر، آلودگیهای ناشی از صنایع نفت و گاز و تأثیر تغییرات اقلیمی بر سواحل، نشاندهنده رویکرد جدی این نشریه به توسعه پایدار است. این تمرکز بر مسائل زیستمحیطی، کاملاً با تعریف هابرماسی از عرصه عمومی همخوانی دارد؛ فضایی که در آن، مسائل حیاتی «جهان زیست» که مستقیماً بر کیفیت زندگی شهروندان تأثیر میگذارد، به بحث گذاشته شده و به موضوعی برای نگرانی همگانی تبدیل میشود.
۴.۳. فرهنگ، فلسفه و ادبیات: تعمیق گفتگوی نخبگان
این نشریه صرفاً به مسائل اجتماعی و محیطزیستی محدود نمیشد، بلکه فضایی برای گفتگوی فکری و فرهنگی فراتر از دغدغههای روزمره نیز ایجاد میکرد. انتشار مقالاتی در باب اندیشمندانی چون نیچه، فوکو و باختین و همچنین مرور آثاری از نویسندگان کلاسیک و مدرن مانند سروانتس و کافکا، نشان از تلاش برای تعمیق گفتگوی نخبگان و آشنا کردن مخاطب عام با مباحث بنیادین فکری داشت. برای مثال، مقالهای با عنوان «ادبیات و تفکر در آثار فوکو» به بررسی دیدگاههای این فیلسوف درباره نقش ادبیات در بازنمایی زندگی انسان معمولی میپرداخت. همچنین، با انتشار مقالهای تحلیلی درباره «شعر انقلابی در ایران»، نشریه به بازخوانی انتقادی تاریخ فرهنگی و ادبی معاصر نیز توجه نشان میداد و بستری برای تأمل انتقادی در این حوزه فراهم میآورد.
۵. مهدیه امیری دشتی: هویتبخشی و مدیریت تکثر
نقش محوری سردبیر و مدیرمسئول، مهدیه امیری دشتی، در شکلدهی به هویت نشریه و فراهم آوردن امکان ظهور صداهای متکثر، غیرقابل انکار است. رهبری او صرفاً به گردآوری نویسندگان گوناگون محدود نمیشد؛ بلکه در سنتز فرم و محتوا تبلور مییافت. همانطور که تحلیل شد، «آوای هامون» طیف وسیعی از موضوعات را پوشش میداد؛ از حقوق زنان روستایی تا فلسفه قارهای آگامبن. مدیریت امیری دشتی توانست این ایدههای پیچیده و گفتمانهای نخبگانی را در یک قالب بصری مدرن، مینیمال و دسترسپذیر بستهبندی کند و از این طریق، پلی میان مباحث عمیق فکری و عرصه عمومی بسازد.او فضایی برای تضارب آرا بدون حذف دیگری ایجاد کرد؛ جایی که یک مقاله میتوانست به نقد ساختارهای قدرت بپردازد و مقالهای دیگر، شعر انقلابی را بازخوانی کند. این تکثرگرایی، که در یک فرم زیباییشناختی مدرن ارائه میشد، نشانه بلوغ یک رسانه و مدیریتی است که به جای تحمیل یک صدای واحد، به دنبال بازتاب دادن پیچیدگیها و تنوع دیدگاهها در جامعه است. در نتیجه، میتوان نقش وی را به عنوان معمار اصلی یک فضای گفتگویی پویا و چندصدایی در جنوب ایران ارزیابی کرد که توانست اصول کنش ارتباطی را در عمل پیادهسازی کند.
۶. نتیجهگیری: میراث آوای هامون در عرصه عمومی جنوب
در این مقاله نشان داده شد که دوهفتهنامه «آوای هامون» با یک راهبرد دوگانه مبتنی بر نوآوری در فرم و تکثرگرایی در محتوا، و با تکیه بر فرهنگ گفتگویی، توانست کارکردهای یک «عرصه عمومی» هابرماسی را در مقیاس منطقهای به نمایش بگذارد. این نشریه با فراهم آوردن بستری برای صداهای متکثر—از فعالان مدنی و محیطزیست گرفته تا فلاسفه و منتقدان ادبی—و ارائه آن در یک قالب بصری مدرن، فضایی برای بحث انتقادی پیرامون مسائل مشترک جنوب ایران ایجاد کرد. میراث این نشریه، تبدیل شدن به تریبونی برای همصدایی نخبگان و مردم عادی و فراهم آوردن میدانی برای تمرین «کنش ارتباطی» به جای تقابلهای حذفی بود.با این حال، این تجربه با چالشهای ساختاری نیز روبرو بود. همانطور که در یکی از مقالات خودِ نشریه به آن اشاره شده، «تحدید آزادی بیان» و لزوم «احتیاط» همواره به عنوان مانعی جدی بر سر راه رسانههای مستقل در ایران عمل میکند. از منظر هابرماسی، این تحدیدها حملهای مستقیم به شرایط لازم برای تحقق «کنش ارتباطی» است و رسانهها را برای بقا، به سوی «کنش استراتژیک» (مانند خودسانسوری و پرهیز از موضوعات حساس) سوق میدهد و در نتیجه، عرصه عمومی را تضعیف میکند. میراث «آوای هامون» یادآور این نکته است که سلامت جامعه مدنی و پویایی یک دموکراسی، در گرو تداوم و تقویت چنین فضاهای گفتگویی است؛ فضاهایی که در آن، شهروندان میتوانند با یکدیگر به مفاهمه بنشینند و آینده جمعی خود را از طریق خردورزی مشترک رقم زنند.