- هامون ایران - https://www.hamooniran.ir -

تحلیل “حلقه خوانش زیست‌محیطی استان بوشهر”؛ با رویکرد آنتونی گیدنز

تحلیل “حلقه خوانش زیست‌محیطی استان بوشهر”؛ با رویکرد آنتونی گیدنز

 

گروه مطبوعاتی-انتشاراتی-مطالعاتی ارغنون هامون

 

 

پروژه حلقه خوانش زیست‌محیطی استان بوشهر (۱۳۹۴-۱۳۹۷) را می‌توان از منظر نظریات آنتونی گیدنز، به‌ویژه در حوزه‌های «سواد زیست‌محیطی»، «سیاست‌های سبز» و «پارادوکس گیدنز»، به شرح زیر تحلیل کرد:

 

۱. مقابله با «پارادوکس گیدنز» از طریق تداوم نشست‌ها

گیدنز مفهومی به نام «پارادوکس گیدنز» را مطرح می‌کند؛ به این معنا که چون خطرات زیست‌محیطی (مانند گرمایش زمین) در زندگی روزمره به‌صورت فوری و ملموس مشاهده نمی‌شوند، بسیاری از افراد واکنشی نشان نمی‌دهند و آینده را نادیده می‌گیرند. برگزاری ۵۵ نشست مستمر و منظم در این پروژه، دقیقاً تلاشی برای غلبه بر این پارادوکس است. این استمرار باعث می‌شود موضوعات زیست‌محیطی از حالت «غیرملموس» خارج شده و با تبدیل شدن به بخشی از گفتگوی نخبگان و فعالان، به اولویت ذهنی جامعه تبدیل شوند.

 

۲. ارتقای «سواد زیست‌محیطی» و خلق «شهروند محیط‌زیستی»

در نظریه گیدنز، سواد زیست‌محیطی ابزاری برای حفاظت از محیط‌زیست و ایجاد رفتارهای آگاهانه است. پروژه بوشهر با حضور طیف متنوعی از مخاطبان (اساتید، رسانه‌ها، فعالان مدنی و کارکنان دولت)، بستری برای تولید آگاهی و تغییر نگرش فراهم کرده است. طبق منابع، شهروند ایده‌آل در نگاه گیدنز، «شهروند جهان» است که نه تنها آگاه، بلکه نقاد، انتخاب‌گر و مطالبه‌گر باشد. حضور نویسندگان و اندیشمندان در کنار فعالان اجرایی در این حلقه‌ها، به شکل‌گیری این نوع از شهروندی کمک می‌کند که تبعات تصمیمات سیاسی و اقتصادی را آگاهانه رصد می‌کند.

 

۳. پیوند «سیاست‌های سبز» با سبک زندگی (Life Politics)

گیدنز معتقد است سیاست‌های زیست‌محیطی جدید با «سیاست‌های سبز» و جنبش‌های اجتماعی مرتبط هستند که به موضوعاتی نظیر «هویت شخصی» و «چگونه زندگی کردن» می‌پردازند. حلقه خوانش بوشهر با تمرکز بر متون و کتاب‌ها، در واقع به دنبال پاسخ به پرسش‌های اخلاقی درباره نظام زندگی و ارزش‌های انسانی است. این پروژه فراتر از مسائل فنی، به آموزش غیررسمی و تغییر در «ضمیر ناخودآگاه انسان» توجه دارد که از طریق رسانه‌ها و آموزش شهروندی تقویت می‌شود.

 

۴. الگوی همکاری «دولت تضمین‌گر» و جامعه مدنی

یکی از راه‌حل‌های گیدنز برای بحران‌های محیط‌زیستی، ترکیبی نوین از نقش دولت، بازار و جامعه مدنی است.

 

۵. تحلیل در بستر جهانی شدن

از نظر گیدنز، مسائل زیست‌محیطی از مرزهای ملی فراتر رفته و با جهانی شدن گره خورده‌اند. پروژه بوشهر با درک این موضوع که «سرنوشت انسان‌های معاصر به یکدیگر گره خورده است»، بستری برای درک مشترک از خطرات جهانی در یک مقیاس منطقه‌ای فراهم آورده است. این رویکرد به شکل‌گیری مثلثی کمک می‌کند که در آن شهروندان بین‌المللی با تکیه بر سواد زیست‌محیطی، در فرآیند توسعه پایدار نقش‌آفرینی می‌کنند.

به‌طور خلاصه، پروژه حلقه خوانش بوشهر را می‌توان یک «جنبش فکری-اجتماعی» دانست که با استفاده از آموزش‌های غیررسمی و گفتگوهای میان‌رشته‌ای، سعی در بازتعریف رابطه انسان و طبیعت در دوران مدرنیته متأخر دارد؛ دقیقا همان چیزی که گیدنز به عنوان راهبرد حفظ سیاره و ایجاد یک سبک زندگی آبرومندانه برای بشر پیشنهاد می‌دهد.

 

 

تحلیل پروژه حلقه خوانش زیست‌محیطی بوشهر از منظر نظریات آنتونی گیدنز

مقدمه: یک جنبش فکری-اجتماعی در مقیاس محلی

پروژه «حلقه خوانش زیست‌محیطی استان بوشهر» که طی سه سال از شهریور ۱۳۹۴ تا شهریور ۱۳۹۷ به اجرا درآمد، یک نمونه‌ی قابل تأمل از کنشگری جامعه مدنی است که راهبرد اصلی خود را بر  «گفتمان‌سازی»  زیست‌محیطی در مقیاس محلی استوار کرد. همان‌طور که در دیباچه کتاب «گفتارهای سبز» تشریح شده، هدف این طرح، گرد هم آوردن نخبگان و کنشگران اجتماعی در یک «فرآیند اندیشیدن و مدارا» بود تا با خلق یک فضای گفتگوی مستمر، به «فهم و ادراک بین‌الاذهانی» در حوزه محیط‌زیست دست یابند. این حرکت، با ایجاد یک سنت گفتگویی پایدار، به طور عامدانه در پی ساخت و پرداخت یک گفتمان سبز محلی بود که بتواند مسائل زیست‌محیطی را در کانون توجه جامعه قرار دهد.این مقاله می‌کوشد تا این پروژه عملی را با استفاده از چارچوب نظری آنتونی گیدنز، جامعه‌شناس برجسته مدرنیته متأخر، تحلیل کند. مفاهیم کلیدی گیدنز همچون  «پارادوکس گیدنز» ،  «سواد زیست‌محیطی»  و  «سیاست‌های سبز»  به مثابه ابزارهایی تحلیلی به کار گرفته می‌شوند تا نشان دهند چگونه این حلقه خوانش، بسیاری از راهبردهای پیشنهادی گیدنز برای مقابله با بحران‌های زیست‌محیطی مدرنیته را در مقیاس محلی به کار بسته است. این تحلیل نشان خواهد داد که این پروژه صرفاً مجموعه‌ای از جلسات نبوده، بلکه یک جنبش فکری-اجتماعی است که در پی بازتعریف رابطه انسان و طبیعت از طریق دانش، گفتگو و همکاری است. در ادامه، ابعاد مختلف این پروژه از طریق مفاهیم نظری گیدنز مورد واکاوی قرار خواهد گرفت.

 

۱. مقابله با «پارادوکس گیدنز»: استمرار به مثابه راهبرد

یکی از مفاهیم محوری در تحلیل‌های زیست‌محیطی آنتونی گیدنز، «پارادوکس گیدنز» است. این پارادوکس بیان می‌کند که از آنجا که بزرگترین خطرات زیست‌محیطی مانند گرمایش جهانی، ناملموس، غیرفوری و انتزاعی به نظر می‌رسند، اغلب واکنش فوری و جدی در سطح فردی و جمعی برنمی‌انگیزند؛ مردم تا زمانی که خطر به طور کامل آشکار و ملموس نشود، اقدام مؤثری انجام نمی‌دهند، اما در آن زمان نیز دیگر برای اقدام دیر شده است. غلبه بر این بی‌تفاوتی ناشی از انتزاعی بودن خطر، یک چالش استراتژیک بنیادین برای هر نوع کنشگری زیست‌محیطی است.پروژه حلقه خوانش بوشهر، یک مداخله‌ی ساختاریافته و مستمر با هدف مقابله با این پارادوکس ارائه می‌دهد. بر اساس اسناد موجود، این پروژه با برگزاری  ۵۵ نشست مستمر و منظم  طی سه سال (شهریور ۱۳۹۴ تا شهریور ۱۳۹۷) استراتژی مبتنی بر  تداوم  را به کار گرفت. این استمرار باعث شد مسائل زیست‌محیطی از حاشیه به متن آورده شده و به طور فعال  در گفتمان غالب محلی جای‌گیر شوند . به جای آنکه این مسائل موضوعاتی انتزاعی و دور از دسترس باقی بمانند، به بخشی ثابت و قابل پیش‌بینی از گفتگوی نخبگان، فعالان مدنی و اصحاب رسانه تبدیل شدند. هر نشست، همچون یک یادآوری عمل می‌کرد که این مسائل وجود دارند و نیازمند توجه دائمی‌اند. بدین ترتیب، این پروژه با عادی‌سازی گفتگو پیرامون محیط‌زیست، اولویت ذهنی جامعه محلی را به تدریج تغییر داد و بی‌تفاوتی ناشی از پارادوکس گیدنز را هدف قرار داد. این استراتژی تداوم، زمینه را برای گام بعدی، یعنی تعمیق دانش و آگاهی، فراهم ساخت.

 

۲. ارتقای «سواد زیست‌محیطی»: خلق شهروند نقاد و مطالبه‌گر

گیدنز معتقد است که برای مقابله مؤثر با بحران‌های زیست‌محیطی، شهروندان نیازمند سطحی از آگاهی و دانش هستند که او آن را «سواد زیست‌محیطی» می‌نامد. این سواد صرفاً انباشت اطلاعات علمی نیست، بلکه درکی چندبعدی از ابعاد اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی مسائل زیست‌محیطی است. مهم‌تر آنکه، این سواد  ابزارهای مفهومی و واژگان لازم  را برای مشارکت انتقادی در گفتمان زیست‌محیطی در اختیار شهروندان قرار می‌دهد.فهرست ۵۵ نشست برگزار شده در حلقه خوانش بوشهر، شاهدی بر تلاش نظام‌مند برای ارتقای همین سواد زیست‌محیطی چندبعدی است. تنوع موضوعی این جلسات نشان می‌دهد که برگزارکنندگان به دنبال ارائه یک تصویر جامع و میان‌رشته‌ای از محیط‌زیست بوده‌اند:

 

۳. پیوند «سیاست سبز» با سیاست زندگی (Life Politics)

از دیدگاه گیدنز، «سیاست‌های سبز» با سیاست‌های سنتی که عمدتاً بر توزیع منابع و قدرت متمرکز بودند، تفاوت بنیادین دارد. سیاست سبز عمیقاً با «سیاست زندگی» (Life Politics) گره خورده است؛ یعنی حوزه‌ای از سیاست که با پرسش‌های هویتی، اخلاقی، سبک زندگی و نحوه تعریف رابطه انسان با خود و با طبیعت سروکار دارد. این سیاست، بیش از آنکه به دنبال پاسخ‌های فنی باشد، به دنبال بازنگری در ارزش‌ها و شیوه‌های زیستن است.حلقه خوانش بوشهر به وضوح این رویکرد را در پیش گرفت. این پروژه فراتر از بررسی مسائل فنی مانند آلودگی، به پرسش‌های بنیادین درباره نظام زندگی مدرن و ارزش‌های حاکم بر آن پرداخت. تمرکز بر  خوانش متون و کتاب‌ها  و همچنین  اکران و تحلیل فیلم‌های مستند  مانند «خانه» (نشست ۹) و «مادرکشی» (نشست ۳۶)، ابزارهایی برای آموزش غیررسمی و تأثیرگذاری بر لایه‌های عمیق‌تر فکری و احساسی مخاطبان بود. این فیلم‌ها با استفاده از قدرت تصویر و روایت، نه تنها به انتقال اطلاعات، بلکه به برانگیختن احساسات و تأثیر بر «ضمیر ناخودآگاه انسان» می‌پرداختند و مخاطب را به تأمل درباره سبک زندگی و پیامدهای آن وامی‌داشتند. این رویکرد، دقیقاً همان راهبردی است که گیدنز برای بازاندیشی و بازتعریف رابطه انسان و طبیعت در دوران مدرنیته متأخر پیشنهاد می‌دهد؛ حرکتی از سیاست صرفاً فنی به سوی سیاستی مبتنی بر ارزش‌ها و اخلاق زیستی.

 

۴. الگوی همکاری «دولت تضمین‌گر» و جامعه مدنی

گیدنز راه حل بحران‌های زیست‌محیطی را نه در اقتدارگرایی دولتی و نه در رهاسازی کامل امور به بازار یا جامعه مدنی، بلکه در ترکیبی نوین از نقش  دولت، بازار و جامعه مدنی  می‌بیند. او مدل «دولت تضمین‌گر» (Ensuring State) را معرفی می‌کند؛ دولتی که به جای کنترل مستقیم و دستوری، نقش تسهیل‌گر، تضمین‌کننده و همکار را ایفا می‌کند و با احترام به اصول دموکراتیک، فضا را برای مشارکت فعال جامعه مدنی باز می‌کند.پروژه حلقه خوانش بوشهر نمونه‌ای بارز و عملی از تحقق مدل «دولت تضمین‌گر» در مقیاس محلی است. همکاری نزدیک و مستمر میان  دکتر حسین دلشب ، به عنوان مدیرکل وقت حفاظت محیط زیست استان بوشهر (نماد بدنه دولتی)، و  اسماعیل حسام‌مقدم ، معمار دانشگاهی و مدنی پروژه و وقایع‌نگار آن، هسته اصلی این الگو را تشکیل می‌دهد. حضور همیشگی دکتر دلشب در جلسات، که در دیباچه کتاب بر آن تأکید شده، نشان‌دهنده اراده‌ای دولتی برای شنیدن، گفتگو و همکاری با جامعه مدنی است، نه صرفاً ابلاغ دستورالعمل. این مدل همکاری در نشست‌های خاصی نیز تبلور یافته است:

 

۵. تحلیل پروژه در بستر جهانی‌شدن: از محلی‌گرایی تا شهروندی جهانی

در نگاه آنتونی گیدنز، جهانی‌شدن باعث شده است که مسائل زیست‌محیطی از مرزهای ملی فراتر روند و به امری جهانی بدل شوند. او تأکید می‌کند که در دنیای معاصر، «سرنوشت انسان‌ها به یکدیگر گره خورده است» و مشکلات زیست‌محیطی مانند تغییرات اقلیمی، نمونه بارز این سرنوشت مشترک هستند. بنابراین، کنشگری مؤثر زیست‌محیطی باید همزمان ریشه‌های محلی و نگاهی جهانی داشته باشد.پروژه حلقه خوانش بوشهر با وجود ماهیت کاملاً محلی خود، به خوبی توانست این پیوند میان امر محلی و امر جهانی را برقرار کند و به درک مشترک از خطرات جهانی کمک نماید. بررسی فهرست جلسات نشان می‌دهد که موضوعات متعدد جهانی در این حلقه به بحث و گفتگو گذاشته شده‌اند. این رویکرد، شرکت‌کنندگان محلی را با گفتمان‌ها، معاهدات و چالش‌های بین‌المللی آشنا می‌کرد:| شماره نشست | تاریخ | موضوع جهانی || —— | —— | —— || ۱۴ | ۱۷ آذر ۱۳۹۴ | تغییر آب و هوایی (کنفرانس پاریس ۲۰۱۵) || ۲۰ | ۲۰ بهمن ۱۳۹۴ | زنان و توسعه پایدار (اهداف ۱۷گانه توسعه پایدار ۲۰۳۰ سازمان ملل) || ۳۷ | ۲۵ بهمن ۱۳۹۵ | کارگاه آموزش برای توسعه پایدار (یونسکو) || ۴۵ | ۱۱ بهمن ۱۳۹۶ | کنوانسیون رامسر |

این رویکرد محلی-جهانی، به شکل‌گیری مثلثی کمک کرده است که در آن  شهروندان بین‌المللی  با تکیه بر  سواد زیست‌محیطی  کسب‌شده، می‌توانند در فرآیند  توسعه پایدار  نقش‌آفرینی کنند. شرکت‌کنندگان در این حلقه، دیگر تنها شهروندان بوشهر نبودند، بلکه خود را بخشی از یک جامعه جهانی می‌دیدند که با چالش‌هایی مشترک روبرو است.

 

نتیجه‌گیری: بازتعریف رابطه انسان و طبیعت

در جمع‌بندی نهایی، پروژه حلقه خوانش زیست‌محیطی بوشهر را می‌توان یک «جنبش فکری-اجتماعی» موفق در مقیاس محلی ارزیابی کرد که موفقیت اصلی آن، خلق یک  «گفتمان سبز»  محلی پویا و پایدار بود. این پروژه با استراتژی  استمرار ، بر «پارادوکس گیدنز» غلبه کرد؛ با ارائه محتوای  میان‌رشته‌ای ، به ارتقای «سواد زیست‌محیطی» و پرورش  عاملیت انتقادی  پرداخت؛ با تمرکز بر  ارزش‌ها و سبک زندگی ، وارد عرصه «سیاست زندگی» شد؛ با مدل  همکاری دولت و جامعه مدنی ، الگوی «دولت تضمین‌گر» را به نمایش گذاشت؛ و با پرداختن به  معاهدات بین‌المللی ، پیوندی میان امر محلی و جهانی برقرار نمود. این ابتکار عمل نشان داد که چگونه می‌توان با استفاده از ابزارهای قدرتمند آموزش غیررسمی و گفتگوی دموکراتیک، به بازتعریف بنیادین رابطه انسان و طبیعت در دوران مدرنیته متأخر پرداخت.در نهایت، حلقه خوانش بوشهر فراتر از یک تحلیل گذشته‌نگر، یک  الگوی مردمی و قابل تکثیر  برای سایر جوامع محلی ارائه می‌دهد که در پی ترجمه الزامات انتزاعی زیست‌محیطی جهانی به کنش‌های اجتماعی ملموس و محلی هستند. این پروژه نمونه‌ای عملی و الهام‌بخش از راهبرد پیشنهادی گیدنز برای مواجهه با بزرگترین چالش دوران ماست: «حفظ سیاره و ایجاد یک سبک زندگی آبرومندانه برای بشر».