حق شنیدهشدن
حق شنیدهشدن یکی از اصول بنیادین حقوق بشر و شهروندی است
مسعد سلیتی
وکیل دادگستری
حق شنیدهشدن یکی از اصول بنیادین حقوق بشر و شهروندی است که شهروندان را به دیده شدن، شنیده شدن و دریافت پاسخ از سوی حاکمیت مکلف میسازد. این حق، ریشه در انسانگرایی دارد و بر کرامت انسانی، عقلانیت و مشارکت جمعی تأکید میکند. در جوامع دموکراتیک، این اصل ابزاری برای تقویت مشارکت مدنی و جلوگیری از تمرکز قدرت است.
در ایران، با توجه به چالشهای سیاسی و اجتماعی، درک و احترام به این حق میتواند سیاستمداران را به پاسخگویی و شهروندان را به مشارکت فعال ترغیب کند. در چارچوب انسانگرای شهروندی، انسان موجودی آزاد، مسئول و دارای حقوق برابر است که باید صدای خود را در تصمیمگیریهای عمومی منعکس کند.
این دیدگاه بر امید به آیندهای بهتر از طریق آگاهی و اقدام جمعی استوار است. در جوامع در حال گذار مانند ایران، مشارکت فعال شهروندان برای عبور از بحرانهای اجتماعی و سیاسی ضروری است. حق شنیدهشدن شامل دیده شدن نیازها، شنیده شدن صداها و دریافت پاسخ از نهادهای قدرت است و باید در فرآیندهای اداری، قضایی و سیاسی ادغام شود.
این حق در اعلامیه جهانی حقوق بشر ریشه دارد و آزادی بیان و مشارکت عمومی را به عنوان حقوق ذاتی انسانها معرفی میکند. از منظر انسانگرایی، این حق فراتر از قانون است و ابزاری برای تحقق کرامت انسانی محسوب میشود. انسانگرایی شهروندی تأکید دارد که هر فرد، فارغ از سن، جنسیت یا موقعیت اجتماعی، باید در جامعهای که به آن تعلق دارد شنیده شود.
زبان، به عنوان ابزار بیان و ارتباط، نقش کلیدی در تحقق این حق دارد. در حقوق بینالملل نیز، کنوانسیون حقوق کودک بر شنیده شدن صدای کودکان تأکید دارد که میتوان آن را به بزرگسالان نیز تعمیم داد. در نظام حقوقی ایران، حق شنیدهشدن به عنوان بخشی از حقوق شهروندی در سیستم مهار و موازنه قدرت تعریف میشود.
عامه مردم، به عنوان صاحبان اصلی قدرت، حق دارند نظرات خود را در عرصههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مطرح کنند و پاسخ دریافت کند. این حق، با ویژگیهایی مانند عمومیت، تعاملی بودن و جامعیت، صدای مدنی را رسا میسازد و از طریق جامعه مدنی (احزاب، رسانهها و سازمانهای مردمنهاد) تسهیل میشود.
اهمیت حق شنیدهشدن در حکمرانی و جامعه از دیدگاه انسانگرای شهروندی، این حق نه تنها مانعی در برابر سوءاستفاده از قدرت است، بلکه عامل تقویت سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی نیز محسوب میشود. فقدان این حق، حکومتها را به سمت پوپولیسم و عدم پاسخگویی سوق میدهد و موجب کاهش مشارکت و افزایش تنشهای اجتماعی میشود. در حوزههای قضایی، اداری و سیاسی، شنیده شدن صدای افراد، بهویژه در محاکم خانواده، تضمینکننده عدالت است.
در ایران، توجه به حقوق زنان، کودکان و اقلیتها نیازمند اجرای این حق است. احترام به آن نه تنها الزام حقوقی، بلکه ضرورتی برای پایداری اجتماعی است. تجربه جهانی نشان میدهد که اجرای این حق، عدالت قضایی و مشارکت سیاسی را تسهیل میکند. تقویت جامعه مدنی و رسانههای مستقل در ایران میتواند زمینهساز تحقق این اصل باشد.
در جامعه ایرانی، با توجه به چالشهای اقتصادی و اجتماعی، فرهنگی و ساختاری، ضرورت درک این حق دوچندان است. انسانگرایی شهروندی تأکید میکند که شهروندان نه تنها دریافتکنندگان خدمات، بلکه شرکای فعال در حکمرانی هستند. سیاستمداران باید این حق را در سیاستگذاریها لحاظ کنند؛ مشورت با شهروندان در فرآیند قانونگذاری میتواند به تصمیمات بهتر و افزایش اعتماد عمومی منجر شود. بیتوجهی به این حق، باعث حاشیهرانی گروههای اجتماعی و تضعیف مشروعیت حاکمیت میشود.
حق شنیدهشدن در حوزه سیاست خارجی و تصمیمگیریهای کلان مانند توافقهای بینالمللی، رفع تحریمها یا افزایش بهای بنزین، نه تنها یک اصل اخلاقی و حقوقی، بلکه ضرورتی برای حکمرانی پاسخگو و پایدار است. این حق تضمین میکند که شهروندان، به عنوان ذینفعان اصلی، در فرآیندهایی که مستقیماً بر زندگی، معیشت و آیندهشان اثر میگذارد، مشارکت داشته باشند و صدایشان در نظر گرفته شود. بیتوجهی به این اصل، منجر به بیاعتمادی عمومی، تنشهای اجتماعی و کاهش مشروعیت تصمیمات میشود. در مقابل، ادغام حق شنیدهشدن در سیاستگذاری خارجی و اقتصادی، نه تنها به تصمیمات خردمندانهتر میانجامد، بلکه سرمایه اجتماعی را تقویت کرده و مسیر اصلاحات پایدار را هموار میسازد.
منبع: روزنامه همدلی (لینک)