- هامون ایران - https://www.hamooniran.ir -

تاملات فکری مهدیه امیری دشتی در یک دهه اخیر؛ پروژه زنان از حاشیه به متن

پروژه زنان؛ از حاشیه به متن

تاملات فکری مهدیه امیری دشتی در یک دهه اخیر

 

گروه مطبوعاتی انتشاراتی مطالعاتی ارغنون هامون

 

پروژه فکری و اندیشگی مهدیه امیری دشتی، با عنوان کلان «زنان؛ از حاشیه به متن»، تلاشی نظام‌مند برای بازتعریف جایگاه زنان در ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ایران معاصر است. این منظومه فکری که بر پایه تخصص وی در رشته مطالعات فرهنگی بنا شده، از طریق مفاهیم کلیدی همچون خانواده مدنی، سیاست تفاوت، معاصر بودن و نا-جنبش‌ها، در پی صورت‌بندی گفتمانی جدیدی از سوژه‌بودگی زنان است. در ادامه، ابعاد مختلف این فضای فکری بر اساس منابع موجود تبیین می‌شود:

 

۱. خانواده مدنی و دموکراسی خانوادگی

مهدیه امیری دشتی، مفهوم «خانواده مدنی» را به عنوان راهی میانه (با الهام از «راه سوم» آنتونی گیدنز و همچنین مباحث استاد فقید محمدامین قانعی‌راد) معرفی می‌کند که در آن قدرت به صورت عادلانه میان اعضا توزیع شده است. در این رویکرد:

*   خانواده از یک نهاد سنتی صرف که صرفاً بازتولیدکننده ارزش‌های گذشته است، به بستری برای توسعه جامعه مدنی و ایجاد سرمایه اجتماعی تبدیل می‌شود.

*   زنان از نقش‌های سنتی و «ابژه» بودن عبور کرده و به «سوژه‌هایی فعال» تبدیل می‌شوند که با حضور در بازار کار و نهادهای مدنی، الگوهای جدیدی از خانواده را ترسیم می‌کنند.

*   این تحول بر پایه گفتگو، توافق و بازاندیشی استوار است و خانواده را به فضایی برای تحقق عدالت جنسیتی تبدیل می‌کند.

 

۲. سیاست تفاوت و بازنمایی فرهنگی

وی با بهره‌گیری از نظریات اندیشمندان مطالعات فرهنگی، بر این باور است که تفاوت‌های جنسیتی نه ویژگی‌هایی ذاتی، بلکه ساخته‌های اجتماعی و فرهنگی در بستر گفتمان‌های قدرت هستند.

*   در جوامع پدرسالار، زنان به عنوان «دیگری» و موجوداتی فرودست بازنمایی می‌شوند تا حاشیه‌نشینی آن‌ها طبیعی جلوه داده شود.

*   امیری دشتی بر نگاه تقاطعی تاکید دارد؛ به این معنا که محدودیت‌های زنان ایرانی تنها ناشی از جنسیت نیست، بلکه با طبقه، مذهب و فرهنگ نیز گره خورده است.

*   هدف از «سیاست تفاوت»، انتقال حضور زنان از حاشیه به متن از طریق اصلاح قوانین (مانند حقوق خانواده) و تقویت بازنمایی‌های مثبت در رسانه‌هاست.

 

۳. معاصر بودن؛ گسست از روایات مسلط

نویسنده با ارجاع به جورجیو آگامبن، «معاصر بودن» را نه صرفاً زیستن در یک زمان، بلکه داشتن رابطه‌ای انتقادی با «اکنون» و دیدن تاریکی‌های زمانه می‌داند .

*   زنان که تاریخی طولانی از «حیات برهنه» (زندگی بدون حقوق سیاسی و اجتماعی) را تجربه کرده‌اند، اکنون با بازپس‌گیری حقوق خود در عرصه‌های هنری، علمی و فرهنگی، در حال برساختن معاصر بودن خویش هستند.

*   این معاصر بودن در مقاومت‌های خرد و تغییر سبک زندگی روزمره تجلی می‌یابد؛ جایی که زن دیگر نه یک استثنا یا حاشیه، بلکه کانون روایت است.

 

۴. نا-جنبش‌های زنان و پیشروی آرام

امیری دشتی با وام گرفتن مفهوم «نا-جنبش» از آصف بیات، کنشگری زنان ایران را به مثابه «پیشروی آرام مردم عادی» در زندگی روزمره تحلیل می‌کند.

*   این حرکت‌ها، برخلاف جنبش‌های کلاسیک، فاقد رهبری واحد و سازماندهی رسمی هستند و در قالب‌هایی چون اعتراض در پوشش، هنر و اصرار بر حضور در عرصه‌های اجتماعی خود را نشان می‌دهند.

*   این «سیاست حضور» منجر به تغییر در مناسبات اجتماعی و تبدیل شدن زنان از «دیگری خاموش» به «سوژه‌های سخنگو» شده است.

 

۵. پیوند نظر و عمل در کنشگری اجتماعی

فعالیت‌های مهدیه امیری دشتی به نگارش مقالات محدود نمی‌شود، بلکه او از طریق نهادهای زیر در پی ساختاربخشی به این مفاهیم بوده است:

*   تارنمای هامون ایران و نشریه آوای هامون: به عنوان بسترهایی برای تبلور کنش ارتباطی و واکاوی جامعه مدنی، به ویژه در جنوب ایران .

*   فصلنامه ارغنون هامون و آکادمی کتاب ارغنون: که به واکاوی انتقادی زیست‌جهان معاصر و انتشار آثار فرهنگی (از جمله در حوزه کودک و نوجوان) می‌پردازند.

*   انتشارات هامون نو: که به عنوان بازوی نشر، آثاری همچون کتاب خود وی با عنوان «نا-جنبش زنان جنوب؛ خیزشی آرام» را منتشر کرده است.

ذکر این نکته ضروری است که ، این پروژه فکری شامل حوزه‌های دیگری مانند اکوفمینیسم، دنیای مجازی و نا-مکان‌ها نیز می‌شود، با این حال، کلیت متون بر گذار از حاشیه به متن در تمامی عرصه‌های زیست اجتماعی تاکید دارند.

 

 

برنامه راهبردی کنشگری: انتقال زنان از حاشیه به متن (نقشه راه سوژه‌بودگی فعال)

این سند راهبردی، مبتنی بر منظومه فکری مهدیه امیری دشتی و با تمرکز بر تجربیات زیسته در جنوب ایران، تدوین شده است تا نقشه راهی برای گذار از حاشیه به متن و تحقق «سیاست حضور» در جامعه مدنی فراهم آورد.

۱. چارچوب نظری و مبانی تحلیل راهبردی: از حیات برهنه تا معاصر بودن

تحلیل وضعیت کنونی زنان مستلزم درک عمیق گذار از «حیات برهنه» (Bare Life) به سوی «سوژه‌بودگی سیاسی» است. در جوامع پدرسالار، زنان غالباً در چارچوب «وضعیت استثنایی» (State of Exception) گرفتار شده‌اند؛ وضعیتی که به تعبیر آگامبنی، نه به معنای فقدان قانون، بلکه به معنای «تعلیق آگاهانه قانون» برای نگاه داشتن یک گروه در حاشیه و محروم کردن آنان از حقوق مدنی و سیاسی است.

 

واکاوی مفاهیم پیشروی آرام و سیاست حضور

برای شکستن این بن‌بست، استراتژی «پیشروی آرام» (Quiet Encroachment) به عنوان ابزار رهایی پیشنهاد می‌شود. این رویکرد، نه یک جنبش کلاسیک، بلکه یک «نا-جنبش» (Non-movement) است که توسط مردم عادی در تار و پود زندگی روزمره پیش برده می‌شود.تفاوت ساختاری میان جنبش‌های سازمان‌یافته و نا-جنبش‌های روزمره:

تشکیلات:  جنبش‌ها دارای رهبری مرکزی و سلسله‌مراتب هستند؛ در حالی که نا-جنبش‌ها خودجوش، پراکنده و مبتنی بر کنش‌های فردی در زیست روزمره‌اند.

منطق کنش:  جنبش‌ها به دنبال تغییرات ساختاری کلان و فوری هستند؛ اما نا-جنبش‌ها از طریق «سیاست حضور» و اشغال تدریجی فضاهای عمومی (در پوشش، هنر، یا اشتغال) مرزهای سلطه را جابه‌جا می‌کنند.

پایداری:  نا-جنبش‌ها به دلیل عدم وابستگی به نهادهای رسمی، در برابر سرکوب منعطف‌تر بوده و از طریق سرایت آگاهی در زندگی عادی تداوم می‌یابند.«معاصر بودن» در این تحلیل، به معنای دیدن تاریکی‌های زمانه و ایجاد گسست در روایت‌های مسلط است. زنان با خروج از وضعیت «استثنا»، از ابژه‌های منفعل به سوژه‌هایی تبدیل می‌شوند که متن زندگی خود را بازنویسی می‌کنند.اتصال دهنده:  این دگرگونی بنیادین نه از میادین سیاسی، بلکه از خصوصی‌ترین نهاد یعنی خانواده آغاز می‌شود تا زیرساخت «خانواده مدنی» بنا نهاده شود.

 

۲. بازمهندسی نهاد خانواده: از بازتولید سنت به خانواده مدنی

خانواده در ایران معاصر، میدانی است که میان «بازتولید سنت‌های پدرسالار» و «بستر توسعه جامعه مدنی» در نوسان است. «خانواده مدنی» مفهومی است که بر پایه مشارکت، گفت‌وگو و ایجاد سرمایه اجتماعی استوار است.

 

تحلیل راه سوم گیدنز و دموکراسی خانوادگی

بر اساس رویکرد «راه سوم»، خانواده مدنی از دوگانه نفی کامل سنت یا پذیرش بی‌چون و چرای آن عبور می‌کند. در این الگو، قدرت به صورت عادلانه توزیع شده و وظایف اعضا بر پایه «بازاندیشی» و توافق تعریف می‌شود، نه بر اساس کلیشه‌های جنسیتی پیشینی.

جدول مقایسه‌ای: پارادایم‌های خانوادگی

شاخص ارزیابی,خانواده سنتی (ابژه‌ساز),خانواده مدنی (سوژه‌ساز)

مبنای قدرت,اقتدارگرایی و سلطه یک‌جانبه,گفت‌وگو، توافق و بازاندیشی

نحوه تصمیم‌گیری,تحمیلی و مبتنی بر سلسله‌مراتب,مشارکت جمعی و تبادل نظر

نقش زن,ابژه منفعل و محدود به فضای خانگی,سوژه مستقل و فعال (کنشگر مدنی)

خروجی اجتماعی,بازتولید کلیشه‌ها و انسداد مدنی,تربیت کنشگران دموکرات و توسعه جامعه مدنی

استراتژی‌های عملیاتی برای ترویج الگوی مدنی

نهادینه‌سازی گفت‌وگوی درون‌نهادی:  تبدیل خانواده از یک ساختار ایستا به فضایی پویا برای تبادل نظر و احترام به استقلال فردی.

بازتعریف نقش‌های جنسیتی در تربیت:  آموزش والدین برای پرهیز از بازتولید «آگاهی کاذب» و تأکید بر برابری در تقسیم کار خانگی و تربیت فرزندان.

ترویج سوژه‌بودگی مستقل:  حمایت از اشتغال و حضور اجتماعی زنان به عنوان رکن اصلی هویت خانوادگی مدنی.اتصال دهنده:  سوژه تربیت‌یافته در خانواده مدنی، با کوله‌باری از استقلال، در عرصه عمومی با «سیاست تفاوت» روبرو می‌شود تا مرزهای دیگری‌سازی را بشکند.

 

۳. سیاست تفاوت و بازنمایی: ابزار کنشگری در فضای متکثر

قدرت در گفتمان‌ها ریشه دارد و از طریق «بازنمایی» اعمال می‌شود. سیاست تفاوت به ما می‌آموزد که هویت‌ها در تلاقی روابط قدرت شکل می‌گیرند و نباید تفاوت‌های جنسیتی را اموری ذاتی پنداشت.

 

تحلیل تقاطعی (Intersectionality) و محدودیت‌های مضاعف

هویت زن ایرانی در تلاقی جنسیت با طبقه، مذهب و قومیت معنا می‌یابد. زنان نه تنها به دلیل جنسیت، بلکه به واسطه محدودیت‌های مضاعف در «سیستم حقوقی» (قوانین ارث، حضانت و طلاق) در موقعیتی فرودست قرار گرفته‌اند. کنشگری باید این پیچیدگی را درک کرده و از دوگانه‌سازی‌های ساده‌انگارانه فراتر رود.

 

فرمان ۵ مرحله‌ای برای رسانه‌ها و نهادهای مدنی

آموزش عمومی برای تغییر نگرش:  برگزاری کارگاه‌هایی برای نقد گفتمان‌هایی که زنان را به عنوان «دیگری» فرودست بازنمایی می‌کنند.

اصلاح سیاست‌گذاری‌های کلان:  مطالبه‌گری برای ایجاد «سیاست‌های حمایتی» مانند سهمیه‌بندی‌ها در سطوح مدیریتی.

تقویت بازنمایی مثبت:  نمایش چهره زنان به عنوان متخصص و «سوژه سخنگو» در رسانه‌های محلی و ملی.

تغییر در قوانین خانواده:  اولویت‌بخشی به اصلاح قوانین نابرابر (ارث، طلاق و حضانت) در مطالبات رسانه‌ای.

پذیرش سیاست تفاوت:  به رسمیت شناختن تنوع هویتی زنان و پرهیز از ارائه نسخه‌ای واحد برای تمامی زنان ایران.اتصال دهنده:  سوژه سخنگو اکنون باید در «جهان شبکه‌ای» و فضاهای زیستی جدید، صدای خود را طنین‌انداز کند.

 

۴. افق‌های نوظهور کنشگری: جهان شبکه‌ای و حلقه‌های زیست‌محور

در عصر معاصر، کنشگری از فضاهای فیزیکی به «جهان شبکه‌ای» (World of Networks) و فضاهای مجازی گسترش یافته است. این فضاها به عنوان «نا-مکان»، امکان پیشروی آرام را برای گروه‌های خاموش فراهم می‌کنند.

بازنمایی فرهنگی در فضای مجازی:  شبکه‌های اجتماعی ابزاری برای ایجاد دیالوگ‌های تازه درباره هویت زنانه و به چالش کشیدن هنجارهای مسلط از طریق تغییر سبک زندگی و انتخاب‌های زیباشناختی شده‌اند.

تمرکز بر جنوب ایران (پروژه ارغنون هامون):  کنشگری در جهان شبکه‌ای باید با واقعیت‌های بومی گره بخورد. «تبلور کنش ارتباطی در عرصه عمومی جنوب»، مصداقی از خروج از حاشیه است. آنچنانکه این پروژه در سال ۲۰۲۵ برنده جایزه ملی ترویج علم ایران شد که نشان از اثربخشی فعالیتهای فکری و علمی مهدیه امیری دشتی به عنوان یکی از مدیران پروژه ارغنون هامون در سطح ملی و منطقه ای داشته است.

حلقه‌های خوانش زیست‌محور:  تجربه‌هایی نظیر «حلقه خوانش زیست‌محیطی استان بوشهر»، نشان‌دهنده پیوند سوژه‌بودگی زنانه با توسعه پایدار و صیانت از زیست‌جهان است که فراتر از مطالبات صنفی، به عمق مسائل حیاتی جامعه رسوخ می‌کند.

اتصال دهنده:  برای تجمیع این پیشروی‌های پراکنده، نیازمند یک نقشه راه عملیاتی در سطوح مختلف هستیم.

 

۵. نقشه راه عملیاتی برای نهادهای مدنی و فعالان اجتماعی

گذار از تئوری به عمل، نیازمند نقش‌آفرینی «نهادهای واسط» برای تبدیل پیشروی‌های فردی به همبستگی اجتماعی است.

پروتکل‌های اجرایی در سه سطح

سطح خرد (فردی/خانوادگی):  تمرین مقاومت در زندگی روزمره، اصرار بر استقلال شخصیت و بازتعریف فضاهای زیستی در خانه.

سطح میانی (نهادی):  تقویت نهادهایی مانند «آکادمی ارغنون» و نشریه «آوای هامون» به عنوان پل ارتباطی میان کنش‌های پراکنده و ایجاد شبکه‌های اجتماعی گسترده‌تر. این نهادها وظیفه دارند پیشروی‌های فردی را به «همبستگی مدنی» پیوند بزنند.

سطح کلان (ساختاری):  تمرکز استراتژیک بر اصلاح قوانین زیربنایی شامل  ارث، حضانت و حق طلاق  به عنوان پیش‌شرط‌های ضروری برای سوژه‌بودگی مستقل.

 

لایه “خب که چه؟”: تحلیل اثرگذاری

اجرای این نقشه راه، با تبدیل «حیات برهنه» به «سوژه‌بودگی فعال»، منجر به ارتقای سطح دموکراسی و تحقق عدالت اجتماعی می‌شود. حضور زنان در متن، سرمایه اجتماعی را تقویت کرده و دموکراسی را از درون خانواده به کل پیکره جامعه تسری می‌دهد که این خود، بنیان «توسعه پایدار» است.اتصال دهنده:  طبق نگاه هایدگر، انسان فعلیت نیست، بلکه همواره در حال طراحی خویشتن است؛ پروژه‌ای که هرگز به پایان نمی‌رسد.

 

۶. نتیجه‌گیری: بریکولاژ هویت و همبستگی اجتماعی

آینده جامعه مدنی ایران بدون مشارکت سوژه‌محور زنان غیرممکن است. ما از دورانی که مطالبات زنان تنها «چهل‌تکه‌هایی از سرخوردگی» بود، عبور کرده‌ایم. امروز، هویت زن معاصر ایرانی، «مرصع‌کاری» (Bricolage) دقیقی از تکه‌های مقاومت، آگاهی و تجربه است که به تعبیر داریوش شایگان، به خلق «خویشتنِ قدرتمند» می‌انجامد.این سند، فراخوانی است برای تبدیل «صداهای خاموش» به «روایت‌های مرکزی». زنان ایران، با پیوند زدن پیشروی‌های آرام خود به یکدیگر، در حال نگارش متنی هستند که در آن، زن دیگر نه یک استثنا در حاشیه، بلکه کانون و معمار اصلی تاریخ معاصر و فعلیتِ نوین جامعه ایرانی است.