ارغنون هامون: سنتزی میانرشتهای برای بازآفرینی جامعه مدنی در ایران
خاستگاه های فکری و اندیشگی اسماعیل حسام مقدم در پروژه ارغنون هامون از سال ۱۳۸۰ تا اکنون
گروه مطبوعاتی-انتشاراتی-مطالعاتی ارغنون هامون
خاستگاههای بیستگانه فکری و عملی اسماعیل حساممقدم در زمینه صورتبندی گفتمانی پروژه ارغنون هامون مبتنی بر موارد زیر می باشد:
۱- تحلیل تطبیقی تحول فکری داریوش شایگان از «شرق قدسی» تا «هویت چهلتکه»
۲- سرچشمههای اندیشه روشنفکری و عدمخشونت در آثار رامین جهانبگلو
۳- سرچشمههای ایده دموکراسیخواهی در اندیشه حسین بشیریه
۴- سرچشمههای ایده روشنفکری و تفکر انتقادی و زیبایی شناسی در اندیشه بابک احمدی
۵- برساخته شدن ایده جامعه مدنی از طریق آکادمیا، دانشگاه و جنبش دانشجویی در اندیشه ناصر فکوهی
۶- نظریات کنش ارتباطی و جامعه مدنی در اندیشه یورگن هابرماس
۷- سرچشمههای ایده فلسفه سیاسی و جامعه مدنی در اندیشه هانا آرنت
۸- خاستگاه ایده هایی مبتنی بر گفتوگو، چندصدایی و سپهر عمومی در اندیشه میخائیل باختین
۹- سرچشمه های ایده «دیگری»، «اخلاق» و «جامعه مدنی» در اندیشه امانوئل لویناس
۱۰- خاستگاه ایده فلسفه سیاسی و مسئله معاصربودگی در اندیشه جورجو آگامبن
۱۱- تحلیل برنامه هفتگی کتابحث دشتستان (از سال ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۶) با تاثیرپذیری از اندیشه های حسن نوربخش
۱۲- تحلیل مجموعه جلسات هفتگی عصرانه فرهنگی هامون (از سال ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۴) با رویکرد هرمنوتیک هانس گئورگ گادامر
۱۳- تحلیل سلسله نشستهای حلقه خوانش زیستمحیطی استان بوشهر (از سال ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۷) با رویکرد آنتونی گیدنز
در کنار این سیزده خاستگاه فکری می توان به آرا و نظریات کسانی مانند:
۱۴-ژاک لاکان،
۱۵- پل ریکور،
۱۶- محمد مختاری،
۱۷- محمدامین قانعی راد،
۱۸- مصطفی ملکیان،
۱۹- آصف بیات،
۲۰- مصطفی مهرآیین.
نیز اشاره نمود که اسماعیل حسام مقدم از آنها تاثیر پذیرفته و پروژه ارغنون هامون را براساس آن شکل داده است.
سپهر اندیشگی اسماعیل حسام مقدم از درون این ۲۰ خاستگاه فکری، در طول سی سال اخیر همواره به جامعه مدنی و بازگشت به آن پرداخته است. وی به همراه مهدیه امیری دشتی، در سال ۱۴۰۴ برنده جایزه ملی ترویج علم ایران شده است که حاکی از تاثیرگذاری پروژه ارغنون هامون در عرصه عمومی داشته است.
***
پروژه «ارغنون هامون» که حاصل بیش از پانزده سال کنشگری مستمر اسماعیل حساممقدم و مهدیه امیری دشتی در جنوب ایران است، فراتر از یک فعالیت رسانهای، یک پروژه معرفتشناختی و مدنی برای بازخوانی مفاهیم بنیادین «جامعه مدنی» در بافتار معاصر ایران به شمار میرود. این پروژه با تکیه بر منظومهای از ۲۰ خاستگاه فکری، کوشیده است تا میان انتزاع نظری و انضمام اجتماعی پلی برقرار کند.
۱. هویت و گفتگو: شایگان، هابرماس و آرنت
هسته سخت اندیشگی این پروژه بر پایه نظریه «هویت چهلتکه» داریوش شایگان استوار است [۵، ۱۰۰، ۲۰۰]. حساممقدم با الهام از شایگان، هویت ایرانی معاصر را برآیند تلاقی متوازن سه لایه ایرانیت، اسلامیت و مدرنیت میداند و بر این باور است که تنها با برقراری تعادل میان این لایهها میتوان به بازسازی «عقلانیت مفاهمهای» دست یافت.
این عقلانیت مفاهمهای مستقیماً با اندیشه یورگن هابرماس در باب «کنش ارتباطی» پیوند میخورد. ارغنون هامون تلاش میکند تا عرصهای عمومی ایجاد کند که در آن شهروندان فارغ از اجبار، از طریق گفتگو به تفاهم برسند. در کنار هابرماس، نگاه هانا آرنت به «سپهر عمومی» و تمایز میان «عمل» و «کار»، به پروژه کمک میکند تا سیاست را نه به مثابه مدیریت، بلکه به عنوان هنری برای سازماندهی جامعه از طریق مشارکت فعال شهروندان بازتعریف نماید.
۲. نقد، روشنفکری و ساختار قدرت: بشیریه، احمدی و فکوهی
در لایهای دیگر، اندیشه حسین بشیریه با تمرکز بر جامعهشناسی سیاسی و دموکراسیخواهی، چارچوبی برای تحلیل شکاف میان دولت و جامعه در ایران فراهم میآورد. همچنین، بابک احمدی با صورتبندی «اتوس روشنفکری» و تأکید بر تفکر انتقادی، به پروژه میآموزد که روشنفکر باید وجدان بیدار جامعه باشد و با استفاده از ابزار «نقد»، انسدادهای ذهنی و ساختاری را بشکند.
نقش نهادی دانش در برساختن جامعه مدنی، از طریق آرای ناصر فکوهی و مصطفی مهرآیین در پروژه متبلور شده است. فکوهی با تأکید بر «بازتابندگی» و نقش دانشگاه به عنوان پایگاه نقد، مسیری را پیشنهاد میدهد که در آن دانش آکادمیک با تجربه زیسته مردم پیوند میخورد تا به تقویت جامعه مدنی بینجامد. همچنین، تأثیرپذیری از سیدمحمدامین قانعیراد در حوزه جامعهشناسی علم، زمینهساز دریافت جایزهای شد که به نام وی مزین است.
۳. اخلاقِ «دیگری» و معاصربودگی: لویناس، آگامبن و باختین
ارغنون هامون در سطوح عمیقتر فلسفی، به اخلاق امانوئل لویناس متصل است؛ جایی که مسئولیت در قبال «چهره دیگری» پیش از هر قرارداد اجتماعی، بنیاد هستیشناختی سوژه را شکل میدهد. این نگاه اخلاقی در کنار اندیشه جورجو آگامبن درباره «معاصربودگی»، به پروژه قدرت میدهد تا در برابر «وضعیت استثنا» و تبدیل شدن انسان به «زندگی برهنه» (موجود فاقد حقوق)، به دنبال بازآفرینی آینده باشد.
همزمان، مفهوم «چندصدایی» و «کارناوال» میخائیل باختین، به عنوان ابزاری برای مقابله با تکصدایی ایدئولوژیک به کار گرفته میشود. این رویکرد به ویژه در نشریه «آوای هامون» تجلی یافت که تلاشی بود برای بخشیدن تریبون به «صداهای خاموش» مانند زنان، اقلیتها و حاشیهنشینان.
۴. از نظریه تا میدان عمل: گادامر، گیدنز و آصف بیات
تجسم عینی این منظومه فکری در پروژههای عملی حساممقدم دیده میشود:
پروژه «کتابحث دشتستان» (۱۳۸۴-۱۳۸۶) با تأثیر از حسن نوربخش، آغازگر سنت گفتگو پیرامون متون کلاسیک و مدرن بود.
«عصرانههای فرهنگی هامون» (۱۳۹۱-۱۳۹۴) با رویکردی که میتوان آن را هرمنوتیک گادامری (آمیزش افقهای معنایی) نامید، به مدت ۸۸ هفته به تمرین مدارا و درک «دیگری» پرداخت.
«حلقه خوانش زیستمحیطی» (۱۳۹۴-۱۳۹۷) بر اساس نظریه آنتونی گیدنز، برای مقابله با «پارادوکس گیدنز» و ارتقای سواد محیطزیستی شکل گرفت.
مفهوم «ناجنبشهای اجتماعی» آصف بیات نیز در تحلیل پیشروی آرام گروههای اجتماعی، به ویژه زنان جنوب، نقشی کلیدی در این فعالیتها ایفا کرده است.
۵. سنتز نهایی و جایزه ملی ترویج علم
پروژه ارغنون هامون با بهرهگیری از آرا و نظریات متفکرانی چون ژاک لاکان (روانکاوی سوژه)، پل ریکور (هویت روایی)، محمد مختاری (فرهنگ و حاکمیت)، مصطفی ملکیان (عقلانیت و معنویت) و سایرین، توانسته است دانش را از محیط انتزاعی دانشگاه به زبان روزمره مردم ترجمه کند.
دریافت جایزه ملی ترویج علم ایران در سال ۱۴۰۴ توسط اسماعیل حساممقدم و مهدیه امیری دشتی، مُهر تأییدی بر موفقیت این مسیر پانزدهساله است. هیئت داوران این موفقیت را ناشی از تلاش برای «پیوند میان دانشگاه و جامعه» و خلق «صدایی نو برای بازاندیشی در زیست اجتماعی مردم جنوب ایران» دانستهاند. ارغنون هامون نشان داد که بازگشت به جامعه مدنی، نه از طریق شعار، بلکه از مسیر گفتگو، اخلاق و خوانش انتقادی در فضاهای عمومی محلی امکانپذیر است.