روایتنامه ارغنون هامون: از نظریه تا کنشگری در جنوب ایران
گروه مطبوعاتی انتشاراتی مطالعاتی ارغنون هامون
۱. پیشدرآمد: چرا مفاهیم جامعهشناسی در زندگی ما مهم هستند؟
تصور کنید در میان گرمای شرجیِ بوشهر یا نخلستانهای بیپایان دشتستان ایستادهاید؛ جایی که تاریخ و دریا با هم گفتوگو میکنند. شاید فکر کنید جامعهشناسی مجموعهای از واژگان خشک است که فقط در تالارهای دانشگاهی تهران خاک میخورند، اما حقیقت این است که نظریات اجتماعی، ابزارهایی جادویی برای فهمیدنِ همان نخلستانها، همان دریا و همان زندگیهای حاشیهای هستند که دیده نمیشوند. این روایتنامه، داستانِ یک «بازگشت» است؛ بازگشتِ زوجی پژوهشگر، اسماعیل حساممقدم و سیده مهدیه امیری دشتی، به زادگاهشان تا نشان دهند چگونه میتوان با «عینک جامعهشناسی»، زیستنی آگاهانهتر را در جنوب ایران تجربه کرد.
«برساخت ایده ارغنون هامون پانزده سال پیش آغاز شد… نشستهایی که همگی مرا فرامیخواند که به جنوب برگردم و در باب فرهنگ و جامعه این منطقه تولید متن نمایم. خود را مهیا نمودم و تهران را بعد از یک دهه به مقصد زادگاهم، دشتستان، ترک نمودم.» — اسماعیل حساممقدم
چرا مطالعهی این سند برای شما (یک دانشجوی دغدغهمند) حیاتی است؟
* تبدیل نظریه به کنش: یاد میگیرید چگونه مفاهیم انتزاعی را از قفسههای کتابخانه به کوچه و بازار بیاورید.
* بومیسازی دانش: درک میکنید که چرا برای تغییر در جنوب، باید به جای تقلید، «متن بومی» تولید کرد.
* الگوی نهادسازی مدنی: با مسیر پانزدهسالهی یک نهاد مدنی مستقل آشنا میشوید که از دشتستان آغاز شد و به جایزه ملی ترویج علم رسید.
اما این سفرِ آفرینش، از درک هویت خودمان آغاز میشود؛ هویتی که مثل پیراهنهای سنتی جنوب، از تکههای مختلف دوخته شده است.
۲. مفهوم اول: هویت چهلتکه (پروژه هامون)
پروژه هامون که در سال ۱۳۹۱ توسط اسماعیل حساممقدم و مهدیه امیری دشتی طراحی شد، بر شالودهی اندیشهی داریوش شایگان بنا شده است: «هویت چهلتکه». انسان جنوبی (و ایرانی) امروز، میان سه لایهی هویتی در نوسان است که هامون تلاش میکند میان آنها توازنی معنادار ایجاد کند:
لایه هویتی تعریف و خاستگاه نقش پروژه هامون در ایجاد توازن
ایرانی میراث باستانی و تمدنی ایرانزمین بازخوانی تاریخ بومی و پیوندهای اقلیمی جنوب
اسلامی باورها و سنتهای ریشهدار مذهبی سنتپژوهی و واکاوی اخلاق زیستی در فرهنگ محلی
مدرن دموکراسی، حقوق شهروندی و جهان جدید ترویج دموکراسی، حقوق اقلیتها و حقوق شهروندی
نام «هامون» (به معنای دشت وسیع) نهتنها اشارهای به جغرافیای دشتستان دارد، بلکه نمادی است برای پذیرش اندیشههای متفاوت. همانطور که یک دشت وسیع میتواند جریانهای زیستی گوناگون را پذیرا باشد، این پروژه نیز فضایی برای گفتوگوی این لایههای چهلتکه فراهم کرده است. این نام همچنین پیوندی نمادین با فیلم «هامونِ» مهرجویی (نماد روشنفکری) و دغدغههای محیطزیستی (دریاچه هامون) دارد.
اما این هویتِ چهلتکه، در میانِ غبار تاریخِ رسمیِ شاهان و قدرتمداران گم شده بود؛ اینجاست که باید به سراغ «تاریخ از پایین» برویم.
۳. مفهوم دوم: تاریخ از پایین (پروژه تاریخ از پایین و زنان)
در حالی که تاریخ رسمی همیشه از فتوحات و حاکمان میگوید، «تاریخ از پایین» (History from Below) به سراغ زندگی روزمره، فرودستان و کسانی میرود که در حاشیهی قدرت بودهاند. در پروژه هامون، با هدایت سیدقاسم یاحسینی، تلاش شد تا صدای حذفشدگانِ جنوب ایران (بهویژه زنان) شنیده شود.
کتابهای شاخصی که در این پروژه متولد شدند: ۱. تاریخ زنان بوشهر در دوره باستان: بازخوانی نقش زنان در تمدنی کهن. ۲. تاریخ کارتپستالهای بومی (قاجار و پهلوی): کشف تاریخ از طریق اشیاء روزمره. ۳. سفرنامههای جنوب و حاشیه خلیجفارس: نگاهی به زیست فرودستان از چشم سیاحان. ۴. روزنامههای مظفری: بازخوانی تاریخ مشروطیت بوشهر از دل مطبوعات محلی.
جعبه نکته (Tip Box): تفاوت تاریخ رسمی و تاریخ روزمره:
* تاریخ رسمی: بر «قدرت کلان» و «فرمانروایان» تمرکز دارد.
* تاریخ روزمره: بر «سبک زندگی»، «تجربیات زنان»، «نامهها» و «روزنامههای محلی» تمرکز کرده و به دنبال کشف معنا در زندگیِ آدمهای عادی است.
حال که آموختیم چگونه به گذشته از نگاه پاییندستان بنگریم، باید ببینیم چگونه در «اکنون» بر حق متفاوت بودن تاکید کنیم.
۴. مفهوم سوم: سیاست تفاوت (پروژه ارغنون؛ بازگشت به آینده)
در پاییز ۱۴۰۱ و در بافتارِ حساسِ دورانِ «پسا-مهسا» و جنبشِ «زن، زندگی، آزادی»، پروژهی هامون به مرحلهای تکاملی رسید: «پروژه
ارغنون». این پروژه که طراحی آن را مهدیه امیری دشتی و اسماعیل حساممقدم بر عهده داشتند، بر مفهوم «سیاست تفاوت» و واکاوی «نا-جنبشهای اجتماعی» استوار است. هدف ارغنون، واسازی قدرت و شنیدن صداهای حاشیهای در زمانهی کنونی است.
این مسیر نظری در قالب هفت پروژه کلیدی در حال بلوغ است:
* [x] پروژه هامون: بازگشت به جامعه مدنی (۱۳۹۱)
* [x] پروژه ارغنون: سیاست تفاوت و بازگشت به آینده (۱۴۰۱)
* [x] محیط زیست و توسعه پایدار: پیوند زیستاقلیم با جامعه (۱۳۹۵)
* [x] کتاب، اندیشه و سنتپژوهی: بازخوانی انتقادی سنت (۱۳۹۶)
* [x] تاریخ از پایین: زنان و تاریخ روزمره (۱۳۹۸)
* [x] آکادمی کودک ارغنون: نویسندگی خلاق و پرورش نسل نو (۱۴۰۲ – به مدیریت مهدیه امیری دشتی)
* [ ] هوش مصنوعی و انسان ایرانی: واکاوی پیوند تکنولوژی و سوژه ایرانی (۱۴۰۳ – در حال تدوین)
کلیدیترین دستاورد این بخش، آفرینش صدایی نو برای بازاندیشی در زیست اجتماعی مردم جنوب ایران در دوران پسا-۱۴۰۱ است.
این مسیر طولانی از نظریهپردازی تا کنشگری، در نهایت به یک موفقیت بزرگ ملی ختم شده است.
۵. سنتز: ترویج علم به مثابهی روایت انسانی
در سال ۱۴۰۴، زوجِ حساممقدم و امیری دشتی موفق به دریافت جایزه ملی ترویج علم ایران شدند. این جایزه نشان داد که علم نباید در قفسهی دانشگاهها محبوس بماند؛ بلکه باید به کوچه، بازار و خانههای مردم برود تا به «روایتی انسانی از زیستن آگاهانه» تبدیل شود.
بخشی از بیانیه هیئت داوران (جایزه استاد محمدامین قانعیراد):
«از تالشهای ارزنده، آگاهانه و اثرگذار آن مجموعه در ترویج جامعهشناسی، گسترش آگاهی اجتماعی، پرورش فرهنگ گفتوگو و ایجاد شبکههای انجمنی و مدنی در جنوب ایران تقدیر مینماییم؛ تلاشی ژرفنگر و انسانمدار که با پیوند میان دانشگاه و جامعه، صدایی نو برای گفتوگو و بازاندیشی در زیست اجتماعی مردم جنوب ایران آفریده است.»
سهم یادگیرنده (۳ درس عملی از الگوی ارغنون-هامون):
۱. تولید متن بومی: به جای ترجمه صرف، درباره مسائل روزمره محیط زندگی خود (مثل نخلستان یا زیست ساحلی) بنویسید.
۲. ترجمه مفاهیم پیچیده: علم را به زبان مردم ترجمه کنید تا به جای «تفاخر»، به «رهایی» کمک کند.
۳. شبکهسازی مدنی: یاد بگیرید که کنشگری، کاری تیمی و انجمنی است، نه فردی و منزوی.
۶. نقد و آسیبشناسی: پلی میان ایده و واقعیت
کنشگری اجتماعی همیشه با موانع روبروست. منتقدانی چون علیاصغر درلیک به درستی اشاره میکنند که برای پویاییِ دائمی، باید از حصارها عبور کرد.
چالشهای موجود راهکارهای پیشنهادی برای عبور از موانع
زبان نخبهگرا: واژگان پیچیدهای که میان نخبگان و مردم فاصله میاندازد. سادهسازی آگاهانه: آغاز گفتار از «زیستجهان مردم» به جای واژگان انتزاعی.
غیبت در رسانههای نوین: حضور کمرنگ در پلتفرمهایی مثل پادکست و ریلز. تولید محتوای چندرسانهای: استفاده از اینفوگرافیک و پادکست برای انتقال مفاهیم.
اقتصاد نشر: اتکا به جیب شخصی بنیانگذاران و نبود بودجه پایدار. الگوی مهندس بازرگان: ایجاد یک مأمن اقتصادی مستقل (شبیه شرکت خصوصی بازرگان) برای حمایت از فرهنگ.
محبوس شدن در جغرافیا: محدود ماندن فعالیتها به یک استان. تعامل ملی: برگزاری نمایشگاهها و نشستهای تخصصی در خارج از مرزهای استان.
ضرورت «مردمیسازی فرهنگ» ایجاب میکند که از «دانش درباره مردم» به سمت «دانش با مردم» حرکت کنیم.
۷. جمعبندی: نقشه راه برای دانشجوی علوم اجتماعی
داستان ارغنون هامون به ما میآموزد که جامعهشناسی نه یک رشته تحصیلی، بلکه شیوهای برای بهتر زیستن است. با شعار «جهانی فکر کن، بومی زندگی کن»، هر یک از شما میتوانید ارغنونِ زندگی خود را کوک کنید. یادتان باشد که حتی اگر چراغی کوچک در خانهای در جنوب روشن بماند، یک جهاد فرهنگی بزرگ رخ داده است.
واژگان کلیدی که امروز آموختید:
* هویت چهلتکه: پذیرش همزمان لایههای ایرانی، اسلامی و مدرن.
* تاریخ از پایین: مطالعه تاریخ از منظر فرودستان، روزنامهها و کارتپستالها.
* سیاست تفاوت: بازشناسی حقوق گروههای حاشیهای و متفاوت در دوران پسا-۱۴۰۱.
* نا-جنبش اجتماعی: کنشهای آرام، روزمره و غیرمتمرکز برای تغییرات اجتماعی.
* ترویج علم: تبدیل دانش از قفسه دانشگاه به آگاهی کاربردی در «کوچه و بازار».