آیین قربانی و مناسک مربوط به آن از منظر مردمشناسی دین
از جوامع پیشادین تا ادیان نهادمند
دکتر نورا کنعانی
دانش آموخته مردم شناسی فرهنگی
مناسک قربانی از آیین های بنیادی تاریخ فرهنگ بشری به شمار میرود. قربانی عملی آیینی است که در آن انسان چیز ارزشمندی را به نیرویی مقدس، خداوند، ارواح یا نیاکان تقدیم میکند که رابطهی میان جهان انسانی و جهان قدسی برقرار، حفظ یا ترمیم شود. در تعریف کلاسیک، قربانی به نوعی پیشکشی دینی است که هدف آن برقراری یا بازسازی رابطه میان انسان و امر مقدس می باشد.
از منظر مردمشناسی، مناسک قربانی نه تنها یک رفتار دینی؛ بلکه نظامی نمادین، اجتماعی و عاطفی است.که همزمان چند کار را انجام میدهد. با کاهش اضطراب انسان در برابر طبیعت،بازتولید نظم اجتماعی، و مرزبندی میان مقدس و نامقدس، رابطه انسان با خدا، طبیعت، ماورا و ارواح را تنظیم میکند، و گاهی خشونت درون جامعه را به شکلی کنترلشده به بیرون منتقل میسازد.
طبق منابع پژوهش های دینی در بسیاری از فرهنگها، تقدیم قربانی با خون، خوراک، حیوان، دعا، نذر، تطهیر، جشن، سوگواری، تولد برداشت محصول و آغاز سال نو همراه بوده است و این قربانیها میتوانند فصلی، روزانه، سالانه یا وابسته به لحظههای مهم زندگی مانند تولد، بلوغ، ازدواج و مرگ باشند. برای فهم آیین قربانی پرسش هایی چون چه چیزی قربانی میشود؟ چه کسی قربانی میکند؟ برای چه کسی، در چه زمانی، با چه قانونی، با چه نیتی، و قربانی کردن چه اثری بر جامعه، فرد و جهان قدسی دارد؟ مطرح است.
سوال اصلی این مقاله این است که آیین قربانی چگونه و چرا در جوامع اولیه پدید آمد و در گذر زمان، بهویژه پس از ظهور ادیان نهادمند، چه تحولاتی پیدا کرد؟ آیا مناسک قربانی صرفاً به خاطر ترس انسان از عوامل طبیعت و مرگ به وجود آمد؟ آیا هدف خرید رضایت خدایان بود؟ آیا قربانی ابزاری برای کنترل خشونت اجتماعی بود؟ یا باید آن را نوعی زبان نمادین دانست که انسان از طریق آن با امر مقدس سخن میگوید؟
در پاسخ باید مناسک قربانی را در سه سطح بررسی کرد:
۱- سطح روانی و وجودی: انسان اولیه با مرگ، بیماری، خشکسالی، قحطی، طوفان، شکار ناموفق و نیروهای ناشناخته روبهرو بود. قربانی پاسخی به این ناامنیها بود.
۲-سطح اجتماعی: مناسک قربانی موجب گردهمائی و احساس تعلق جمعی میشد، آیین قربانی قدرت رهبران دینی یا قبیلهای را تثبیت میکرد و مرزهای گروه را مشخص میساخت.
۳- سطح نمادین و دینی: آیین قربانی نوعی مبادله میان انسان و امر مقدس بود، که چیزی از جهان انسانی جدا و به جهان قدسی تقدیم میگردید.
از منظر چارچوب های نظری مردمشناسی قربانی و آیین های مربوط به آن را میتوان چنین دسته بندی کرد:
۱- نظریه تایلور: قربانی بهعنوان هدیه به نیروهای فراطبیعی
ادوارد برنت تایلور، از بنیانگذاران مردمشناسی دین، آیین قربانی را بر اساس باورهای ابتدایی به ارواح و جانانگاری توضیح میدهد. انسان اولیه جهان زنده و دارای روح میدید؛ کوه، درخت، رود، حیوان، مردگان و نیروهای طبیعت میتوانستند دارای قدرت و اراده باشند. بر این اساس، قربانی نوعی هدیه به ارواح یا خدایان بود تا رضایت آنان جلب شود یا خشم آنان کاهش یابد. و در اصل نوعی هدیه به خدایان برای کسب لطف یا کاهش دشمنی آنان بود. در این دیدگاه، قربانی شبیه یک مبادله آیینی است: انسان چیزی پیشکش می کند تا در برابر آن امنیت، باران، محصول، سلامت، پیروزی یا بخشش را دریافت دارد.
۲- نظریه دورکیم: قربانی و تولید همبستگی اجتماعی
امیل دورکیم دین را رابطه انسان با خدا،و رابطه جامعه با انسان میدانست. از نگاه دورکیم مناسک دینی، از جمله آیین قربانی، افراد را دور هم جمع میکنند و حس تعلق به یک کل بزرگتر را تلقین می کند. وی در کتاب «صور بنیانی حیات دینی» سعی دارد ضمن بررسی ابتداییترین صورتهای دین نشان دهد که چگونه از دل زندگی جمعی دین پدید میآید.
بر اساس این نگاه،انجام قربانی نه فقط برای خدا یا ارواح؛ بلکه برای بازسازی جامعه نیز انجام میشود. وقتی گروهی با هم قربانی میکنند، گوشت قربانی را تقسیم میکنند، دعا میخوانند، سوگواری یا جشن برگزار میکنند، در واقع پیوند اجتماعی خود را دوباره تأیید میکنند.
۳- نظریه هابرت و موس: قربانی کردن بهعنوان فرایندی جهت تبدیل امر عادی به امر مقدس
هانری هابرت و مارسل موس فرایند قربانی را پیچیده و چند مرحله ای می دانستند که شامل انتخاب قربانی، آمادهسازی، تطهیر، پیشکش، کشتن و ریختن خون است. و در طی آن یک شیء، حیوان یا انسان از وضعیت عادی جدا شده و وارد حوزه مقدس میشود .
در این نظریه، قربانی کردن نوعی عبور از جهان روزمره و رسیدن به جهان مقدس است. که طی آن برکت، آمرزش، پاکی یا قدرت از جهان مقدس به جامعه منتقل می شود.
۴- نظریه مالینوفسکی: قربانی کردن بهعنوان پاسخ و واکنشی به اضطراب و ترس
برونیسلاو مالینوفسکی، مردمشناس، معتقد بود مناسک بیشتر در موقعیتهایی بروز می یابند که انسان با موارد غیر معمول روبهرو می شود؛ مانند، جنگ، بیماری، قحطی، مرگ. قربانی کردن در این موقعیت ها ابزاری جهت کنترل روانی و اجتماعی و مدیریت اضطراب است.
زمانیکه فرد خود را از کنترل و هدایت طبیعت ناتوان می بیند، با اجرای مناسک و آیین سعی در ایجاد حس نظم و امید را دارد. به همین دلیل قربانی کردن در زمان خشکسالی، بیماری، قحطی، جنگ و بحران افزایش پیدا می کند.
۵- نظریه رنه ژیرار: قربانی و کنترل خشونت
رنه ژیرار قربانی را با خشونت و سازوکار «قربانی بلاگردان» توضیح میدهد. از نظر او، جوامع انسانی برای جلوگیری از انفجار خشونت درونی، گاهی خشونت را بر یک قربانی متمرکز میکنند. قربانی در اینجا نقش تخلیه تنش جمعی را دارد. جامعه با قربانی کردن یک موجود، بحران درونی خود را به شکلی آیینی مدیریت میکند.
این نظریه بهویژه برای فهم قربانیهای انسانی، قربانیهای سیاسی، طرد اجتماعی، و آیینهای بلاگردانی اهمیت بسزایی دارد.
۶- ویکتور ترنر: قربانی، گذار و کمونیتاس
ویکتور ترنر برای تحلیل مناسک از مفاهیم «گذار» و «آستانگی» استفاده می کند.برگزاری بسیاری از آیینها برای انتقال وضعیت فرد یا افراد به وضعیتی دیگر است؛ برای مثال از کودکی به بلوغ، از مجردی به ازدواج، از بحران به نظم و از ناپاکی به پاکی رسیدن، و انجام قربانی در اینجا به عنوان بخشی از فرایند گذار تلقی می شود. آیین قربانی به جامعه کمک میکند تا ضمن عبور از یک وضعیت بحرانی وارد مرحلهای تازه شود. پس قربانی می تواند آغازی برای یک نظم جدید باشد.
از منظر مردمشناسی، قربانی میتواند پاسخ به چند نیاز بنیادین انسان باشد :
۱- نیاز به کنترل ناشناختهها: انسان از دیرباز در برابر مرگ، بیماری، خشکسالی و فاجعه نیازمند کمک از ماورا بوده است.
۲- نیاز به رابطه با امر مقدس: قربانی نوعی زبان ارتباطی با خدا، ارواح یا نیروهای متعالی است.
۳- نیاز به همبستگی: آیین قربانی جامعه را گرد هم میآورد.
۴- نیاز به پالایش: قربانی گاهی برای رفع گناه، آلودگی،دفع بلا یا بحران انجام میشود.
۵- نیاز به بازتوزیع:با آیین قربانی خوراک میان اعضای جامعه تقسیم می شود.
۶- نیاز به عبور از بحران: آیین قربانی به جامعه کمک میکند از مرگ، جنگ، قحطی، بیماری یا ترس عبور کنند.
*چگونگی پیدایش آیین قربانی در جوامع بدوی*
در جوامع اولیه، مرز روشنی میان طبیعت، انسان، حیوان، روح، مردگان و نیروهای مقدس وجود نداشت. طبیعت قدرتمند، زنده و فعال تصور میشد.بلایایی چون رعدوبرق، زلزله، باران، خشکسالی، سیل، بیماری مرگ همگی نشانههایی از نیروهای قهار پنهان تلقی میشدند.
شواهد مربوط به ادیان پیشاتاریخ نشان میدهد که پیشکشی و قربانی احتمالا از دوره پارینهسنگی میانه بوجود آمد ؛هر چند میان پژوهشگران اختلافاتی در اینباره وجود دارد.
در این دوران، انجام قربانی چند منشأ اصلی داشت:
نخستین و مهمترین آن را می توان ترس از طبیعت و جهل و ناآگاهی دانست. انسان اولیه علت نباریدن باران و خشکسالی، کم شدن شکار و قحطی، بروز بیماری و مرگ و میر را نمی دانست . انجام مراسم قربانی نوعی معامله با نیروهای ناپیدا برای جلوگیری از این مصیبت ها بود.
دوم، احترام به ارواح نیاکان. در بسیاری از جوامع اولیه درگذشتگان کاملاً مرده تلقی نمیشدند؛ آنان میتوانستند ضمن تأثیر در زندگی زندگان خود نیز در جهانی دیگر زندگی کنند. بنابراین، غذا، نوشیدنی، حیوان یا اشیای ارزشمند به آنان تقدیم میشد.
سوم، توتمیسم. در برخی جوامع اولیه، یک حیوان، گیاه یا پدیده طبیعی نماد قبیله بود. توتم با جامعه رابطه خویشاوندی یا عرفانی داشت و بهعنوان نشانه هویت جمعی عمل میکرد در چنین نظامی، قربانی کردن حیوان توتمی میتوانست مقدس باشد؛ زیرا گروه با خوردن یا تقدیم کردن آن، رابطه خود را با نیروی مقدس و هویت جمعیاش بازسازی میکرد.
چهارم مبادله با امر مقدس: انسان چیزی ارزشمند را از خود جدا میکرد تا در برابر آن برکت، حاصلخیزی، باران، شکار موفق، فرزند، پیروزی یا امنیت دریافت کند.
*نحوه انجام قربانی در جوامع پیشادینی*
در جوامع پیشادینی، قربانی معمولاً شکلهای متنوعی داشت. در آن زمان قوانین دینی به صورت مکتوب یا نهادهای رسمی دینی، معبدهای بزرگ یا کتاب مقدس وجود نداشت؛ اما مناسک، تابوها و قواعد عرفی بسیار جدی انجام می شدند.
مناسک قربانی معمولاً در چند مرحله انجام میشد:
۱- انتخاب قربانی: قربانی میتوانست حیوان، خوراک، محصول کشاورزی، شیء ارزشمند، یا حتی در مواردی انسان باشد. حیوان سالم، اولین برداشت محصول، بهترین بخش شکار یا چیزی ارزشمندتر، معمولاً قدرت آیینی بیشتری داشتند.
۲- جداسازی قربانی از زندگی عادی: پیش از تقدیم و اجرای مراسم، مورد قربانی را از وضعیت معمولی خارج می کردند. شستشو، آذین بندی، علامت گذاری برای قربانی انجام می شد.
۳- پالایش جسمی شرکتکنندگان: افرادی که در آیین شرکت میکردند، گاهی باید خود را تطهیر میکردند؛ مثلاً با شستوشو، پرهیز غذایی، سکوت، پوشیدن لباسهای خاص یا دوری از روابط جنسی.
۴- اجرای آیین در زمان و مکان خاص: قربانی معمولاً در مکان مقدس انجام میشد؛ اماکنی مانند کنار رود روان، کوه، درخت مقدس، آرامگاه نیاکان، آتشکده، قربانگاه یا محل جمعی قبیله.
۵- تقدیم قربانی: قربانی ممکن بود کشته، سوزانده، دفن، رها سازی در آب، یا به کاهن واگذار شود.
۶- تقسیم گوشت یا برکت: در بسیاری از قربانیها، بخشی برای امر مقدس و بخشی برای جامعه بود. همین تقسیم، قربانی را از یک عمل فردی به یک عمل اجتماعی تبدیل میکرد.
*آیین قربانی در دوران شکلگیری ادیان*
با شکلگیری ادیان، قربانی از یک رسم محلی و قبیلهای به یک نهاد دینی تبدیل شد. در این مرحله، چند تحول مهم رخ داد.
در گام نخست انجام قربانی قانونمند شد. مراسم قربانی در زمان و مکان خاص انجام میشد. دین مشخص میکرد چه چیزی حلال یا مجاز است، چه چیزی ممنوع است، چه کسی حق اجرای آیین را دارد، و قربانی در چه روزها یا مناسبتها و با چه تشریفات باید انجام شود.
دوم، آیین قربانی صورتی اخلاقی گرفت. در بسیاری از ادیان، قربانی کردن بدون نیت صحیح بیارزش تلقی می شد.
سوم، آیین قربانی نمادین شد. در برخی سنتها، ریختن خون قربانی کمرنگ شد و به جای آن مراسم دعا خوانی، نذر، صدقه، روزه، ریاضت، خدمت به فقرا یا خودگذشتگی نقش قربانی را به عهده گرفت.
چهارم، انجام قربانی ذیل کنترل نهاد دینی قرار گرفت. کاهنها و روحانیان هر دین،با توجه به قوانین فقهی مربوطه مناسک قربانی را سامان دادند. این امر باعث شد مراسم قربانی از حالت پراکنده و گاه خشونتبار به عملی قابل کنترل و معنادار تبدیل شود.
*قربانی و قوانین دینی*
در ادیان سازمان یافته، قربانی معمولاً ذیل سه نوع قانون قرار می گیرد: قانون پاکی، قانون اخلاق، و قانون مصرف و دهش.
۱- پاکی
در بسیاری از ادیان، قربانی باید پاک باشد. حیوان مریض، ناقص، مردار، آلوده یا نامناسب پذیرفته نمیشود. فرد قربانیکننده نیز باید از نظر بدنی، اخلاقی یا آیینی در وضعیت قابل قبولی باشد. این قانون نشان میدهد که مراسم انجام قربانی نوعی ورود به قلمرو مقدس است.
۲- نیت
نیت در انجام آیین قربانی اهمیت بسزائی در ادیان داراست. . قربانی باید با نیت تقرب، شکرگزاری، توبه، وفای به نذر یا کمک به دیگران انجام شود.
۳- قانون مصرف و دهش
در بسیاری از سنتها، گوشت قربانی نباید فقط در اختیار قربانیکننده بماند. باید بخشی از آن به فقرا، خویشاوندان و همسایگان داده شود. این بخش، کارکرد اجتماعی قربانی را روشن میکند، از این رو قربانی کردن و پخش آن ابزار بازتوزیع غذا و کاهش فاصله اجتماعی نیز می باشد.
۴-منع خشونت بیقاعده
ادیان نهادمند معمولاً تلاش داشته اند قربانی را از خشونت جدا کنند. یعنی کشتن و قربانی کردن حیوان فقط در چارچوب، روش، و هدف مشخص شده در دین مجاز است. چنین قانونی باعث می شود خشونت های کهن آئینی در امر قربانی کردن صورت نگیرد.
۵- نقد دینی قربانی
در برخی ادیان و باورهای اعتقادی، قربانی خونین مورد نقد قرار گرفته و به شکل نمادین درآمد. برای مثال، در آیین بودیسم، قربانی کردن جانوران به دلیل اصل پرهیز از آسیبرسانی و ممانعت از خشونت، جایگاه محوری پیدا نکرد. این نکته مهم باید مورد توجه قرار گیرد که ادیان فقط سنت قربانی را ادامه ندادهاند، بلکه گاهی با تغییرات آن را اصلاح، محدود یا اخلاقی کردهاند.
*آیین قربانی در ایران باستان*
آیین قربانی در ایران باستان در پیوند با جهان بینی دینی اقوام هند قرار دارد. در این نوع جهان بینی، طبیعت، انسان، ماورا، در شبکه ای از روابط آیینی متصل بهم قرار داشتند. آیین قربانی منحصر به “کشتن حیوان” نبود.بلکه عملی قدسی برای برقراری نظم کیهانی، دور شدن از بلایا و طلب خیر و برکت محسوب می شد. در دوران پیشازرتشت، که مجموعه ای از باورهای چند ایزدی و پرستش عوامل طبیعت مانند خورشید ، ماه ، آب و آتش رواج داشت ، قربانی کردن حیوان ضمن جلب حمایت نیروهای مقدس ، نشانه ی تفاخر، ثروت و پیوند انسان با طبیعت نیز بود. قربانی در جوامع کهن “مبادله مقدس” بود. انسان چیزهای ارزشمندی چون خوراک ، حیوان، گیاه و نوشیدنی را تقدیم نیروهای مقدس می کرد تا حمایت، برکت ، سلامت و نظم را دریافت دارد.
باظهور زرتشت نگاه دینی دچار اصلاح اخلاقی در زمینه های مختلف شد. هر چند زرتشت قربانی حیوانی را کاملا ممنوع نکرد،اما با شکل های خشن و بی رحمانه قربانی مخالفت داشت. و معتقد بود حیوانی قربانی باید با کمترین خشونت و رنج صورت گیرد. بدینگونه قربانی از یک عمل جادویی و خشونت بار به عملی آیینی تر و اخلاقی تر تغییر یافت. هرودت تاریخ نگار ، در مورد قربانی در ایران باستان می گوید که گوشت حیوان پس از قربانی پخته و مصرف میشد، این نکته نشان می دهد که قربانی کردن به معنای نابود کردن کامل حیوان برای تقرب به امر قدسی نبود بلکه نوعی تقسیم آیینی بود که بخشی از قربانی به قلمرو مقدس تعلق می گرفت و قسمتی از آن نیز در جامعه مصرف میشد.
*آیین مانوی و دگرگونی مفهوم قربانی*
در سدهٔ سوم میلادی و در دوران ساسانی، مانی دین مانوی که جهان را صحنه نبرد میان نور و تاریکی میدانست را بنیان گذاشت. در مانویت، قربانی حیوانی جایگاه مثبتی نداشت، چون آسیب زدن به موجود زنده از جمله کشتن حیوان به نام قربانی ،خشونت و گرفتار کردن نور در چرخه ماده است. مانویت با تغییر مفهوم قربانی از سطح حیوانی و خونی به سطح ‘قربانی کیهانی و رنج نور’ ، آیین قربانی را از یک عمل بیرونی به یک مفهوم درونی و کیهانی تبدیل کرد.
*آیین قربانی در اسلام؛ نمونهای از قانونمند شدن آیین*
در اسلام، سنت قربانی بهویژه در مناسک حج، عید قربان، نذر و عقیقه معنا پررنگ است. انجام مراسم قربانی نشانه اطاعت،تقوا و پیوند اجتماعی است.
در آیین اسلامی، جنبه عبادی و اجتماعی عمل قربانی با نیت تقرب به خدا، و تقسیم گوشت قربانی میان خانواده، فقرا و افراد جامعه صورت میگیرد.
از منظر مردم شناسی آیین قربانی اسلامی دارای چند کارکرد همزمان است:
۱- تاریخی و اسطورهای؛ پیوند با روایت ابراهیم و اسماعیل.
۲- تولید همبستگی اجتماعی؛ با شرکت افراد خانواده و نزدیکان در آیین.
۳- بازتوزیع اقتصادی؛ با تقسیم گوشت قربانی به افراد کمبرخوردار .
۴- کنترل خشونت؛ با روش ذبح مشخص، جانوران مجاز و نیت دینی.
نتیجهگیری
آیین قربانی یکی قدیمی ترین، پایدارترین و پیچیدهترین مناسک در تاریخ فرهن انسانی است. شروع این آیین در جوامع اولیه، بیشتر بر پایه ترس از طبیعت، احترام به نیاکان، توتمیسم، باروری، شکار، مرگ و حفظ رابطه با نیروهای نامرئی بود. هر چند آیین قربانی در آغاز تحت قوانین مکتوب و ادیان نهادمند قرار نداشت، اما هر جامعه اولیه ای دارای قواعد عرفی، تابوها و نظم آیینی برای قربانی بود.
با پیدایش ادیان سازمانیافته، قربانی از یک رسم قبیلهای و باور به یک آیین قانونمند و اخلاقی تبدیل شد. ادیان، با معنا و جهت دار کردن قربانی ضمن اصلاح، بار خشونتی آن را کمتر کردند. مشخص کردند چه چیزی ، چگونه و با چه نیتی باید قربانی شود.چه کسانی از آن بهرهمند شوند و چه نوع قربانیهایی ممنوع و مورد مذمت است.
از منظر مردمشناسی، قربانی در پیوند با امر مقدس، نظم اجتماعی، اقتصاد، قدرت، اخلاق ، ترس و همبستگی قرار دارد. آیین قربانی نه فقط عملی دینی و اعتقادی، بلکه به نوعی رفتاری فرهنگی از دیرباز تا کنون است؛ زمانیکه انسان از طریق برگزاری این آیین سعی در حفاظت خود ازترس، امید، گناه، مرگ، حیات، خدا، جامعه و نظم جهان را دارد.
در نهایت، میتوان گفت باقی ماندن این آیین هر چند با تغییر و تحول و اصلاحات، از جوامع پیشادین تاکنون نشان میدهد که سعی انسان برقراری پلی میان جهان مادی و جهان معنوی بوده است. و آیین قربانی به عنوان قدیمی ترین شیوه برای ساخت این پل میان انسان و امر قدسی، میان مرگ و زندگی، و میان ترس و امنیت می توانست باشد.
References
BeDuhn, J. D. (2000). *The Manichaean body: In discipline and ritual*. Johns Hopkins University Press.
Bell, C. (1992). *Ritual theory, ritual practice*. Oxford University Press.
Britannica. (n.d.). *Prehistoric religion*. In *Encyclopaedia Britannica*. Retrieved May 28, 2026, from [https://www.britannica.com/topic/prehistoric-religion](https://www.britannica.com/topic/prehistoric-religion)
Britannica. (n.d.). *Sacrifice*. In *Encyclopaedia Britannica*. Retrieved May 28, 2026, from [https://www.britannica.com/topic/sacrifice-religion](https://www.britannica.com/topic/sacrifice-religion)
Britannica. (n.d.). *Totemism*. In *Encyclopaedia Britannica*. Retrieved May 28, 2026, from [https://www.britannica.com/topic/totemism-religion](https://www.britannica.com/topic/totemism-religion)
Durkheim, E. (1995). *The elementary forms of religious life* (K. E. Fields, Trans.). Free Press. (Original work published 1912)
Eliade, M. (1959). *The sacred and the profane: The nature of religion* (W. R. Trask, Trans.). Harcourt.
Evans-Pritchard, E. E. (1965). *Theories of primitive religion*. Oxford University Press.
Frazer, J. G. (1922). *The golden bough: A study in magic and religion*. Macmillan.
Gardner, I. (1995). *The Kephalaia of the Teacher: The edited Coptic Manichaean texts in translation with commentary*. Brill.
Gardner, I., & Lieu, S. N. C. (2004). *Manichaean texts from the Roman Empire*. Cambridge University Press.
Geertz, C. (1973). *The interpretation of cultures: Selected essays*. Basic Books.
Girard, R. (1977). *Violence and the sacred* (P. Gregory, Trans.). Johns Hopkins University Press.
Hubert, H., & Mauss, M. (1964). *Sacrifice: Its nature and function* (W. D. Halls, Trans.). University of Chicago Press. (Original work published 1898)
Lieu, S. N. C. (1992). *Manichaeism in the later Roman Empire and medieval China: A historical survey*. Manchester University Press.
Lieu, S. N. C. (1998). *Manichaeism in Central Asia and China*. Brill.
Malinowski, B. (1948). *Magic, science and religion and other essays*. Free Press.
Mauss, M. (1990). *The gift: The form and reason for exchange in archaic societies* (W. D. Halls, Trans.). Routledge. (Original work published 1925)
Rappaport, R. A. (1999). *Ritual and religion in the making of humanity*. Cambridge University Press.
Skjærvø, P. O. (2006). *An introduction to Manicheism*. Harvard University.
Sundermann, W. (n.d.). Cosmogony and cosmology iii. In Manicheism. In *Encyclopaedia Iranica*. [https://www.iranicaonline.org/articles/cosmogony-iii](https://www.iranicaonline.org/articles/cosmogony-iii)
Sundermann, W. (n.d.). Manicheism i. General survey. In *Encyclopaedia Iranica*. [https://www.iranicaonline.org/articles/manicheism-1-general-survey](https://www.iranicaonline.org/articles/manicheism-1-general-survey)
Sundermann, W. (n.d.). Manicheism ii. The Manichean pantheon. In *Encyclopaedia Iranica*. [https://www.iranicaonline.org/articles/manicheism-ii-the-manichean-pantheon](https://www.iranicaonline.org/articles/manicheism-ii-the-manichean-pantheon)
Tardieu, M. (2008). *Manichaeism*. University of Illinois Press.
Turner, V. (1969). *The ritual process: Structure and anti-structure*. Aldine Publishing.
Tylor, E. B. (1871). *Primitive culture: Researches into the development of mythology, philosophy, religion, art, and custom* (Vols. 1–۲). John Murray.
Van Gennep, A. (1960). *The rites of passage* (M. B. Vizedom & G. L. Caffee, Trans.). University of Chicago Press. (Original work published 1909)
منابع فارسی
آموزگار، ژ. (۱۳۸۶). *تاریخ اساطیری ایران*. سمت.
بویس، م. (۱۳۷۵). *زرتشتیان: باورها و آداب دینی آنها* (ع. بهرامی، مترجم). ققنوس.
بویس، م. (۱۳۸۱). *تاریخ کیش زرتشت* (ه. صنعتیزاده، مترجم). توس.
تفضلی، ا. (۱۳۷۶). *تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام*. سخن.
دوشنگیمن، ژ. (۱۳۷۵). *دین ایران باستان* (ر. منجم، مترجم). فکر روز.
زنر، ر. چ. (۱۳۸۴). *طلوع و غروب زرتشتیگری* (ت. قادری، مترجم). هرمس.
کریستنسن، آ. (۱۳۸۸). *ایران در زمان ساسانیان* (ر. یاسمی، مترجم). دنیای کتاب.