نیت پاک، چه نیتی است؟
استاد مصطفی ملکیان
فیلسوف و اندیشمند معاصر
فیلسوفان اخلاق همگی پذیرفتهاند که عمل اخلاقی باید از انگیزهای پاک سرچشمه بگیرد، اما دربارهٔ اینکه «انگیزهٔ پاک» دقیقاً چیست، تقریباً سیزده دیدگاه مختلف مطرح شده است که به نظر من دو دیدگاه قابل دفاع است و گمان میکنم هر دو، در نهایت، به یک نتیجه میرسند.
دیدگاه اول: با انگیزه کاستن از درد و رنج و شکوفا کردن خود دیدگاه اول این است که انگیزهٔ پاک در یک عمل، انگیزهای است که شخص از انجام آن عمل، دو قصد داشته باشد: کاستن از درد و رنج دیگران شکوفا کردن خود نخست، بکوشد از درد و رنج دیگران بکاهد و زندگی انسانهای دیگر را اندکی بهتر کند. دوم، همان عمل باعث رشد و خودشکوفایی او نیز بشود. یعنی انسان با انجام آن کار، یک قدم به انسانی کاملتر و متعالیتر تبدیل شود.
در این نگاه، نه باید خود را فراموش کرد و نه دیگران را. اگر فقط به فکر دیگران باشیم و رشد خود را نادیده بگیریم، بخشی از حقیقت را از دست دادهایم؛ و اگر فقط به رشد خود فکر کنیم و نسبت به رنج دیگران بیاعتنا باشیم، باز هم از اخلاق فاصله گرفتهایم. نیت پاک زمانی شکل میگیرد که هر دو جنبه، در کنار یکدیگر حضور داشته باشند.
دیدگاه دوم: کنار گذاشتن ایگو ایگو همان چیزی است که در ادبیات سنتی ما از آن با عنوان «نفس» یاد میشد؛ همان نفسی که میگفتند در برابر عقل قرار دارد و سفارش میکردند: «تابع نفس نباشید، بلکه تابع عقل باشید.» ایگو سه ویژگی اساسی دارد:
نخست آنکه به نیازها قانع نیست و دائماً به دنبال خواستهها است. نیازهای انسان محدودند و پایان میپذیرند، اما خواستهها مرزی نمیشناسند. انسان برای ادامهٔ زندگی به مقدار مشخصی غذا، آب، پوشاک و امکانات نیاز دارد؛ اما ایگو همیشه بیش از نیاز طلب میکند و هیچگاه احساس کفایت ندارد.
ویژگی دوم ایگو این است که برای رسیدن به خواستههای خود، مرزهای اخلاقی را به رسمیت نمیشناسد. اگر لازم باشد دروغ بگوید، تهمت بزند، رشوه بدهد یا بگیرد، کمفروشی کند یا هر کار غیراخلاقی دیگری انجام دهد، مانعی در برابر خود نمیبیند؛ زیرا تنها چیزی که برایش اهمیت دارد، رسیدن به خواستههای خویش است.
ویژگی سوم این است که همهٔ انسانها و حتی همهٔ موجودات را بر اساس میزان سود و زیانی که برای او دارند ارزشگذاری میکند. اگر کسی برای او منفعتی داشته باشد، ارزشمند تلقی میشود و اگر سودی نداشته باشد یا زیانی به او برساند، ارزشش کاهش مییابد. در این نگاه، محور همهٔ داوریها «خودِ انسان» است، نه حقیقت و نه خیر.
از این رو، هرچه انسان بتواند این سه ویژگی را در وجود خود کمرنگتر کند، از ایگو فاصله گرفته و به نیت پاک نزدیکتر شده است.
در نگاه نخست، این دو دیدگاه با یکدیگر متفاوت به نظر میرسند؛ یکی بر کاهش درد و رنج دیگران و خودشکوفایی تأکید میکند و دیگری بر کنار گذاشتن ایگو. اما در حقیقت، هر دو به یک مقصد میرسند.
انسانی که از خودمحوری فاصله میگیرد، طبیعی است که رنج دیگران را جدیتر میبیند و برای کاهش آن تلاش میکند؛ و انسانی که صادقانه در پی کاستن از رنج دیگران است، بهتدریج از اسارت ایگو رها میشود و مسیر رشد و شکوفایی خود را نیز پیدا میکند.
سخنرانی در خیریه رعد، ۱ آبان ۱۴۰۴
منبع: کانال تلگرام مصطفی ملکیان