ارغنون هامون: بازساخت جامعه مدنی و بازگشت به آینده
گروه مطبوعاتی انتشاراتی مطالعاتی ارغنون هامون
پروژه «ارغنون؛ بازگشت به آینده» (که از پاییز ۱۴۰۱ به عنوان تداوم پروژه هامون آغاز شده)، مفاهیم مدرن را از چند طریق کلیدی با زیستبوم و مقتضیات اقلیمی جنوب ایران پیوند میزند:
علم به مثابه رویداد فرهنگی در گفتگو با طبیعت جنوب: طراحان پروژه بر این باورند که علم و دانش نباید صرفاً انتزاعی و دانشگاهی باقی بماند، بلکه باید بخشی از زیست روزمره مردم شود. از نظر آنها، علم در جنوب ایران اگر نتواند با عناصر طبیعی و اقلیمی منطقه مانند نخلستان، دریا، گرما، زیست ساحلی و حافظه جمعی مردم گفتگو کند، بیجان خواهد بود. بنابراین، ترویج علم در این پروژه، به معنای خلق یک زبان میانجی بین نظریههای مدرن و زیستجهان بومی جنوب است.
پیوند اندیشه با خاک و فرهنگ منطقه: این پروژه تلاشی منسجم برای پیوند زدن عقلانیت و اندیشههای مدرن با خاک، زیست و فرهنگ جنوب ایران است. هدف اصلی این است که مدنیت و تفکر انتقادی از بطن زندگی روزمره مردم جنوب بازخوانی و روایت شود.
انتخاب نام پروژه بر اساس ویژگیهای زیستمحیطی بومی: انتخاب نام «هامون» علاوه بر جنبههای نمادین، مستقیماً با فضای زیستی و اکولوژیک بنیانگذاران پروژه در دشتستان پیوند دارد که جغرافیایی وسیع از دشتها و هامونها را در خود جای داده است. همچنین، ملاحظات زیستمحیطی بومی نظیر دریاچه تالابی خشکشده هامون در نامگذاری این حرکت مدنی دخیل بوده است.
بومیسازی مفاهیم مدرن و واسازانه: پروژه بازگشت به آینده تلاش میکند تا مفاهیمی چون سیاست تفاوت، نا-جنبشهای اجتماعی، قدرت بیقدرتان، تغییرات اقلیمی، اخلاق زیستی، و برساخت سوژه مجازی را در زمینه و زمانه معاصر جنوب ایران بازخوانی و واسازی کند. این امر به دنبال فهم چگونگی زیست مشترک و رواداری در این جغرافیا با تکیه بر «هویت چهلتکه» (ایرانیت، اسلامیت و مدرنیت) است.
کنشگری فعال در حوزه محیطزیست و توسعه پایدار: این رویکرد نظری در عمل به شکل پروژههای میدانی مانند پروژه «محیط زیست و توسعه پایدار» و برگزاری بیش از ۱۰۰ نشست «حلقه خوانش زیستمحیطی استان بوشهر» تجلی یافته است. در این برنامهها، نظریات جامعهشناختی مدرن (مانند آرای آنتونی گیدنز) برای ارتقای سواد زیستمحیطی در بوشهر و به چالش کشیدن مسائلی مانند ریزگردها یا تخریبهای صنعتی عسلویه به کار گرفته میشوند.
پروژه «ارغنون؛ بازگشت به آینده» (در تداوم پروژه هامون)، با تکیه بر آرا و نظریات دو جامعهشناس برجسته مدرنیته، یعنی آنتونی گیدنز و یورگن هابرماس ، تلاش میکند پیوند عمیقی میان مفاهیم اندیشه مدرن و مقتضیات اقلیمی و فرهنگی جنوب ایران برقرار سازد:
۱. تحلیل زیستبوم جنوب بر اساس نظریات آنتونی گیدنز
پروژه «حلقه خوانش زیستمحیطی استان بوشهر» (که بین سالهای ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۷ برگزار شد) یکی از تجلیهای عینی بهکارگیری نظریات گیدنز در بستر جنوب کشور است:
غلبه بر «پارادوکس گیدنز» از طریق استمرار: گیدنز معتقد است از آنجا که مخاطرات زیستمحیطی (مانند گرمایش زمین و تغییرات اقلیمی) در زندگی روزمره ناملموس و انتزاعی به نظر میرسند، مردم واکنش فوری به آنها نشان نمیدهند تا زمانی که فاجعه کاملاً رخ دهد و دیگر دیر شده باشد. این پروژه با برگزاری ۵۵ نشست مستمر و منظم تلاش کرد تا مسائل محیطزیستی جنوب (نظیر بحرانهای عسلویه و ریزگردها) را از حاشیه به متن بیاورد و به اولویت ذهنی جامعه محلی تبدیل کند.
پیوند «سیاستهای سبز» با «سیاست زندگی» (سبک زندگی): از نظر گیدنز، سیاستهای زیستمحیطی نو با مفاهیمی چون هویت شخصی و سبک زندگی پیوند دارند. حلقه خوانش بوشهر با بررسی آثار هنری و مستندهایی نظیر «مادرکشی» تلاش کرد تا با اثرگذاری بر ضمیر ناخودآگاه مخاطب ، سواد زیستمحیطی مردم جنوب را ارتقا داده و نگرش آنها را نسبت به رابطه انسان با طبیعت در مدرنیته متأخر بازتعریف کند.
مدل «دولت تضمینگر» (Ensuring State) و جامعه مدنی: گیدنز به لزوم همکاری دولت با جامعه مدنی و پرهیز از اقتدارگرایی تأکید دارد. حضور همزمان دکتر حسین دلشب (مدیرکل وقت حفاظت محیطزیست استان بوشهر) و اسماعیل حساممقدم (به عنوان چهره دانشگاهی و مدنی) در طراحی و هدایت این حلقه، الگویی عینی از نظریه «دولت تضمینگر» گیدنز را در مواجهه با چالشهای اقلیمی منطقه به نمایش گذاشت.
پیوند امر محلی با امر جهانی (Glocalization): بحرانهای زیستمحیطی جنوب ایران از مرزهای ملی فراتر رفتهاند. پروژه ارغنون هامون با بررسی کنوانسیونهای بینالمللی (نظیر توافقنامه پاریس و کنوانسیون رامسر) در نشستهای خود تلاش کرد تا به شهروندان بوشهری تفهیم کند که مسائل اقلیمی آنها با فرآیندهای توسعه پایدار جهانی گره خورده است.
۲. بازسازی عرصه عمومی بر اساس نظریات یورگن هابرماس
هسته کانونی پروژه ارغنون هامون بر پایه مفاهیمی چون «کنش ارتباطی» و «عرصه عمومی» یورگن هابرماس استوار است:
بازسازی «عقلانیت ارتباطی» در جنوب ایران: هدف اصلی طراحان پروژه، بازسازی عقلانیت مفاهمهای و کنشهای گفتوگومحور در عرصه عمومی جنوب ایران بوده است. هابرماس عرصه عمومی را فضایی فارغ از سلطه میداند که شهروندان در آن از طریق گفتگو به تفاهم میرسند. تشکیل حلقههای مطالعاتی نظیر نشستهای هفتگی «عصرانه فرهنگی هامون» در دشتستان، فضایی را پدید آورد که در آن شهروندان با نگرشهای گوناگون میتوانستند رواداری و مدارا را تمرین کنند.
دفاع از «زیستجهان» (Lifeworld) در برابر استعمار «سیستم» (System): هابرماس بحران مدرنیته را ناشی از هجوم «سیستم» (سازوکارهای اداری، قدرت سیاسی و بازار مادی) به قلمرو ارزشها، هنجارها و روابط روزمره مردم در «زیستجهان» میداند. پروژه ارغنون هامون معتقد است علم و اندیشه در جنوب ایران اگر نتواند با نخلستان، دریا، گرما، زیست ساحلی و حافظه جمعی مردم (که همگی اجزای زیستجهان جنوب هستند) گفتگو کند، بیجان است. این پروژه در نشریات خود (مانند انتشارات هاموننو و نشریه آوای هامون) تلاش میکند با نقد کژمدرنیسم بدقواره و پدیدههای صنعتی مخرب (نظیر سندروم عسلویه)، از زیستجهان بومی در برابر استعمار سیستم دفاع کند.
کدگشایی و رفع گسلهای معرفتی (پل میان روشنفکر و مردم): بر اساس الگوی هابرماس، رسانهها و نشریات به عنوان «زیرساختهای ارتباطی جامعه مدنی» عمل میکنند. دوهفتهنامه «آوای هامون» با اتخاذ سبک تحلیلی-تفسیری تلاش کرد تا نظریات پیچیده جامعهشناختی را به زبان عرصه عمومی ترجمه کند و با رفع گسلهای معرفتی، گامی در جهت ترویج حقوق شهروندی و دموکراسی گفتمانی بردارد.
تریبونی برای «صداهای خاموش»: در دموکراسی گفتمانی هابرماس، مشروعیت از طریق جریان آزاد و غیرتحریفشده اطلاعات در جامعه مدنی حاصل میشود. نشریه آوای هامون با پوشش دادن پروندههای اقلیتها، حاشیهنشینان، زنان، کودکان و معلولان به عنوان «صداهای خاموش»، تلاش کرد تا تکثرگرایی واقعی را در عرصه عمومی جنوب ایران تبلور ببخشد.