بیگانگی با بدنی که آشنا بود، درد، افسردگی، بههمریختگی عادت ماهانه، خونریزیهای شدید و… مقولههاییاند که بخشی از زنان در تهران و سایر شهرهایی که درگیر جنگ بودند، تجربه میکنند. این روزها بحث جنگ دوباره بالا گرفته، اما هنوز جامعه با استرس و اضطرابهای جنگ قبل درگیر است، همچنان که بدن زنان. اخبار تلخ این روزهای ایران از اعتراضات و برخوردها و فشارهای حاکم بر جامعه را هم به استرسهای همیشگی اضافه کنیم تا درکی بهتر از این زخمخوردگی داشته باشیم.
دیگر بدنت را نمیشناسی، روال سابق به هم ریخته، گاه دردی در درونت میپیچد و رها میشود. با هر درد فکر میکنی بالاخره اتفاق افتاد، اما میبینی باز هم خبری نیست. این وضعیت «فاطمه» برای ماهها بود. ماه اول گذشت و پریود نشد. چند روز اول را شمرد و بعد رها کرد. تصورش این بود در آستانه یائسگی است و شاید این مسئله طبیعی باشد. سه ماه که رد شد، با دوست پزشکی مشورت کرد و او برایش مجموعهای آزمایش نوشت. آزمایشها چیز خاصی را نشان نمیداد. به دکتر زنان مراجعه کرد و سونوگرافی رحم و لگن داد. همانطورکه پزشک در حال سونوگرافی بود، درباره دلیل ماجرا را از دکتر پرسید. «شوک و اضطراب باعث چنین وضعیتی میشود.»
فاطمه پیش خودش مرور کرد کدام شوک و اضطراب؟ به نظرش رسید در این ماهها هیچچیز برایش سختتر از جنگ و استیصال نشئتگرفته از آن نبود. «هنوز هم با کوچکترین صدا فکر میکنم دوباره ایران و تهران را زدند.»
تأثیر جنگ همانطورکه روان او را به هم زده، باعث شده بهلحاظ جسمی هم دچار مشکل شود، پس از نشان دادن جواب سونوگرافی، ناچار شد دو آمپول هورمن بزند. یک دوره پریود دشوار را تحمل کرد و ناچار شد قرصهای مختلف بخورد؛ اما همچنان دچار مشکل است. این اما فقط مشکل فاطمه نیست. مصاحبه با بسیاری از زنان حاکی دردهایی است عمیق و پنهان.
به نبودن فکر میکردم
جنگ که شد، «سعیده» به فکر خودکشی افتاد. «هر روز به این فکر میکردم باید تصمیم خودم را عملی کنم. دچار افسردگی وحشتناکی شدم.» او به پزشک مراجعه کرد و دکتر مجموعه داروهایی به او داد که بتواند فکر نیستی را از سرش خارج کند و به روال زندگیاش ادامه دهد. جسم او هم آسیب دیده، روالهای سابق دچار مشکل شده و هر ماه ناچار است با مشکلات آن دستوپنجه نرم کند.
ساعت بدنم از کار افتاد
«نسیم» تا پیش از جنگ پریودش مثل ساعت کار میکرد. رأس یک تاریخ مشخص هر ماه تکرار میشد و همین باعث شوخی و خنده با دوستانش بود. جنگ که شد، کشور به هم ریخت، بدن نسیم هم. «دیگر بدنم را نمیشناسم.»
قفل شدهام
«مهتاب» هم از شدت احساس ناامنی و غم دچار حمله اضطرابی شد. «سه روز زانوهایم قفل و ماهیچههام سفت شد. دندانهایم به هم چفت میشد.»
خونریزی پریود مهتاب بیشتر شده و درد، بهجای روز اول، در تمام روزها وجود دارد. «چیزی که خودم فهمیدم، این است که فشار ناگهانی اضطراب با من این کار را کرده؛ احساس ناامنی شدید و حس ازدستدادن. همینطور فکر تنگدستی، ترس از فقر و بدتر شدن اوضاع.»
افسردهام، بههمریختهام
«شکوفه» هم اوضاعش از بعد جنگ پیچیده شد. روانش بهشدت به هم ریخته و احساس افسردگی میکند. «دکتر روانشناس رفتم و دارو گرفتم.»
شکوفه علاوهبر چالشهای افسردگی بهلحاظ جسمی هم دچار مشکل شده؛ پریود طولانیتر، با درد و خونریزی بیشتر.
اختلال در الگوی منظم هورمون
براساس یافتههای روانپزشکی تروما اثر گسترده و سیستماتیک بر بدن انسان دارد. بخش زیادی از سیستم اندوکرین و سیستمهای اعصاب مرکزی تحتتأثیر تروما کارکردشان تغییر میکند. گاهی این تغییر جهت حفاظت و سازگاری با تغییرات به وجود آمده است. یکی از این تغییرات بهدنبال استرس مزمن (متعاقب تروما) تغییر در محور اصلی هیپوتالاموس هیپوفیز و آدرنال است. هورمون آزادکننده کورتیکوتروپین CRH یکی از عناصر کلیدی پاسخ به استرس است که از هیپوتالاموس و بخشهای دیگر در مغز ترشح میشود. این هورمون باعث آزادسازی ACTH از هیپوفیز و بهدنبال آن، کورتیزول از قشر آدرنال است.
در افراد با سابقه ترومای مزمن افزایش مزمن در CRH دیده شده که این افزایش با کاهش سطح کورتیزول همراه میشود. مطالعات نشان میدهد بدن زنان و مردان تغییرات متفاوتی در پاسخ به تروما نشان میدهند؛ بهویژه در اختلال ترومای پس از حادثه.
شیوع این مسئله در زنان دو برابر بیشتر از مردان و کورتیزول در زنان با تروما پایینتر از زنان بدون سابقه تروماست. گفته میشود تستوسترون در مردان میتواند اثر محافظتی داشته باشد، هرچند هنوز یافتهها قطعی نیست.
تروما و تغییرات در محور هیپوتالاموس هیپوفیز و ادرستال با تغییرات سیستم ایمنی همراه است. افزایش سطح التهاب نشان میدهد تروما بهشکلی، پاسخهای التهابی مزمن را تشدید میکند. از تغییرات دیگر، بههمخوردن سیکلهای ماهانه است که درنتیجه اختلال در الگوی منظم ترشح این هورمونهاست.
پژوهشهای جهانی چه میگویند؟
درباره تأثیر پدیده جنگ بر چرخه پریود زنان، پژوهشهای مختلفی در سطح جهان انجام شده است، نمونهاش «تأثیر جنگ بر چرخه پریود». این پژوهش را آنتوان ب. حنون و همکارانش انجام دادند که در سال ۲۰۰۷ در مجله Obstetrics & Gynecology منتشر شد. شش ماه پس از یک جنگ شانزدهروزه در لبنان، از زنان ۱۵ تا ۴۵ سال ساکن روستاهای در معرض جنگ خواسته شد پرسشنامهای را درباره سابقه پریود خود در سه مقطع زمانی تکمیل کنند؛ در آغاز جنگ، سه ماه پس از پایان جنگ، شش ماه پس از پایان جنگ.
در این پژوهش یک گروه شاهد یا کنترل که در معرض جنگ قرار نگرفته بودند نیز مورد مصاحبه قرار گرفتند. دادههای جمعآوریشده برای برآورد اثر جنگ بر سه گروه از زنان تحلیل شد. گروه اول زنانی بودند که بهمدت ۳ تا ۱۶ روز در منطقه جنگی حضور داشتند. گروه دوم زنانی که طی دو روز نخست به مناطق امنتر جابهجا یا آواره شده بودند و گروه سوم شامل گروه کنترل میشدند؛ زنانی که نه در معرض جنگ بودند و نه آواره شده بودند.
نتایج این پژوهش نشان داد سه ماه پس از پایان جنگ، بیش از ۳۵ درصد از زنان گروه اول و ۱۰.۵ درصد از زنان گروه دوم دچار اختلالات پریود شدند. این درصدها بهطور معناداری هم با یکدیگر و هم با میزان مشاهدهشده در گروه کنترل که تنها ۲.۶ درصد بود، تفاوت داشت.
شش ماه پس از جنگ، بیشتر زنان چرخههای قاعدگی منظم خود را بازیافتند، با این استثنا که ۱۸.۶ درصد از زنان گروه اول همچنان دچار بینظمی پریود بودند.
این پژوهش نشان میدهد حتی جنگهای با مدت زمان محدود هم میتواند بهمثابه وضعیت استرس حاد عمل کنند. همچنان که باعث بروز اختلالات پریود در حدود ۱۰ تا ۳۵ درصد از زنان در محدودههای درگیر جنگ در لبنان شد.
کنارهگیری از جمع پس از جنگ
«علل استرس و تأثیر آن بر سلامت روانی و جسمی زنان» عنوان پژوهش دیگری است که توسط گریگوری پ. گریبان و همکاران در مجله Wiadomości Lekarskie، سال ۲۰۲۴ منتشر شد. این پژوهش در فاصله سالهای ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴ انجام شد و شرایط ۱۵۷ زن از استان ژیتومیر در اوکراین را که از نظر سن، سطح تحصیلات و شغل متنوع بودند، بررسی کرد.
این مطالعه نشان میداد در دوران جنگ، اکثریت زنان مورد بررسی، سطوح بسیار بالایی از استرس را تجربه کردهاند؛ بهطوریکه ۴۵.۲ درصد درگیر سطح استرس بسیار بالا و ۳۵ درصد درگیر سطح استرس بالا هستند.
مهمترین علل استرس در میان زنان عبارت بودند از: «جنگ تمامعیار» ۴۱.۲ درصد، «مشکلات مالی» ۱۲.۴ درصد، «ازدستدادن شغل» ۱۱.۹ درصد. درعینحال، تنها حدود یکپنجم پاسخدهندگان، یعنی ۲۱.۷ درصد گفتند که توانستهاند بر استرس غلبه و حالت اضطراب را خنثی کنند.
همچنین مشخص شد استرس در زنان منجر به بینظمیهای پریود برای ۷.۲ درصد شده است. یافتههای این پژوهش نشان داد جنگ تأثیر قابلتوجهی بر سلامت روانی و جسمی زنان داشته، بهگونهایکه شیوع اضطراب و افسردگی، اختلالات روانتنی، ترسهای کنترلنشده و تمایل به کنارهگیری از دیگران افزایش یافته است.
این روزها بار دیگر بحث جنگ در جامعه ایران بالا گرفته، جامعهای که همچنان با تروماهای جنگ قبل درگیر است. نشانه آن را در بدن زنان در تهران و سایر شهرهایی که درگیر جنگ هستند، میبینیم؛ هرچند هنوز درباره این موضوع پژوهشی انجام نشده یا نگارنده این گزارش در جریان آن نیست. جنگها چندلایهاند، در سطح کلان و بینالملل شروع میشوند، به شهرها و محلهها و اماکن مختلف سرایت میکنند و تا بدن زنان گسترش مییابند.